تنگناهای فراروی پروژه‌هاي صنعتي را مرتفع كنيد

 

اطلاعيه دانشگاه جامع علمي كاربردي:

نتايج آزمون جامع و ارزيابي حرفه‌اي دوره‌هاي پودماني اعلام شد


نتايج آزمون جامع و ارزيابي حرفه‌اي دوره‌هاي كارداني علمي كاربردي پودماني اسفندماه 1388 بر روي پايگاه الكترونيكي سازمان سنجش آموزش كشور به آدرس www.Sanjesh.org اعلام مي‌شود

ایلنا: نتايج آزمون جامع و ارزيابي حرفه‌اي دوره‌هاي كارداني پودماني دانشگاه جامع علمي كاربردي اعلام شد.

به نقل از روابط عمومي دانشگاه جامع علمي‌ـ‌‌كاربردي،نتايج آزمون جامع و ارزيابي حرفه‌اي دوره‌هاي كارداني علمي كاربردي پودماني اسفندماه 1388 بر روي پايگاه الكترونيكي سازمان سنجش آموزش كشور به آدرس www.Sanjesh.org و پرتال اطلاع‌‌رساني دانشگاه جامع علمي كاربردي به آدرس www.uast.ac.ir قابل مشاهده است.

بديهي است در خصوص انجام مراحل فارغ‎التحصيلي ، موضوع از طريق مركز آموزش علمي كاربردي مربوط قابل پيگيري است...../تحلیل:ایلنا



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv
قبل از هر چیز ما یک توضیح کوتاه درباره تاریخچه اجاره خودرو بنویسیم .
اجاره خودرو به زمان های گذشته بر میگردد ، اما قبلتر از آن نیز مردم اسب و ارابه و درشکه را که به عنوان وسایل نقلیه محسوب میشوند کرایه میدادند.اولین شرکت اجاره خودرو در سال ۱۹۱۲ در آلمان و با ۳ خودرو به طور رسمی آغاز به فعالیت کرد.
جو ساندرز از اوهاما درسال ۱۹۱۶ با یک خودرو فورد T که به صورت قرضی خریده بود نیز در نبراسکای ایالات متحده شروع به فعالیت کرد و در سال بعد تعدادخودروهای او به ۱۸ دستگاه فورد TS رسید که به ازای هر مایل ۱۰ سنت کرایه دریافت میکرد. سال بعد رقیب وی والتر جیکوبز در واشنگتن با ۱۲ خودرو فورد شروع به فعالیت کرد تا این دو نفر آغازگر سیستم اجاره ماشیندر امریکا شوند.
در سال ۱۹۲۰ گادفری در بریتانیا آغاز به کار کرد که شرکت او در دهه ۸۰ میلادی توسطEUROPE CAR خریداری شد.
در زمان جنگ جهانی دوم بازاراجاره خودرو به شدت داغ شد وبسیاری از شرکت ها همچون EUROPE CAR در آن زمان تاسیس شدند.
نحوه فعالیت
معمولا شرکت های اجاره خودرو تشریفاتی در سرتا سر دنیا خودرو های خود را نه به صورت نقد بلکه با شرایط خاص از کمپانی ها خریداری میکنند.البته بعضی شرکتها هم با با کمپانیهای تولید خودرو فعالیت مشترک داشته و به نوعی شریک محسوب میشوند.به این معنی که خودرو سازان خودرو های خود رادر اختیار این شرکتها قرار میدهند واین شرکتها با کرایه آنها و سودی که به دست می آید هم خودروسازان و هم خود را ذینفع میکنند.
نوعی دیگر هم وجود دارد که افراد عادی خودروهای خود را در اختیار این شرکتها میگذارندو با دریافت مبلغی به عنوان اجاره با شرکتهای اجاره خودرو بدون راننده شریک میشوند.نحوه شماره گذاری خودروهای اجاره ای در هر کشوری متفاوت است اما در بعضی کشورها خودروهای اجاره ای با پلاک های خاص عرضه میشود و مشخص است که این خودرو به صورت اجاره خودرو به فرد سپرده شده است. شرکتهای بزرگ کرایه ماشین در کشورهای امریکا و انگلستان معمولا در بورس سهام دارند و به صورت عمومی سهامشان عرضه میشود.
انواع وسایل نقلیه
شرکت های کرایه خودرو معمولا طیف وسیعی از خودروها از قبیل SUV ,کانورتیبل، سدان، لوکس و حتی موتور و کامیون و اتوبوس نیز در اختیارمشتریان خود قرار میدهند که برای اکثر افرا با هرگونه توانایی مالی مناسب میباشد را در اختیار دارند و معمولا در هتل ها و فرودگاهها نمایندگی دارند.
بعضی از شرکتها هم در زمینه اجاره کشتی و وسایل حمل و نقل هوایی اقدام به اجاره میکنند.
لیست قیمت های کرایه اتومبیل
بی ام دبلیو i8
مدل خودرو : 2017 مبلغ اجاره روزانه 100,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 600,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 15,000,000,000 ریال

بی ام دبلیو z4 فول کیت
مدل خودرو : 2014 مبلغ اجاره روزانه 10,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 56,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 180,000,000 ریال

بی ام و X6
مدل خودرو : 2011 مبلغ اجاره روزانه 13,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 70,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 250,000,000 ریال

بی ام و X5
مدل خودرو : 2012 مبلغ اجاره روزانه 15,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 70,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 250,000,000 ریال

بی ام و X4
مدل خودرو : 2012 مبلغ اجاره روزانه 12,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 70,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 250,000,000 ریال

مرسدس بنز s500 فول
مدل خودرو : 2015 مبلغ اجاره روزانه 20,000,000 ریال مبلغ اجاره هفتگی 120,000,000 ریال مبلغ اجاره ماهانه 420,000,000 ریال

برای مشاهده تمام قیمت ها به این صفحه مراجعه کنید : لیست قیمت اجاره خودرو

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

زندگینامه مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)

 سرزمین ایران از دیربا ز مهد تفکرات عرفانی و تأ ملات اشراقی بوده است.از اینرو در طی قرون و اعصار، نام آورانی بیشمار در عرصۀ عرفان و تصوف در دامن خود پرورش داده است . یکی از این بزرگان نام آور حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی است که به ملّای روم و مولوی رومی آوازه یافته است. او در ششم ربیع الاول سال 604هجری قمری در بلخ زاده شد.پدر او مولانا محمدبن حسین خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شده است.و نیز او را با لقب سلطان العلماء یاد کرده اند.بهاءولد از اکابر صوفیه واعاظم عرفا بودو خرقۀ او به احمد غزالی می پیوست.وی در علم عرفان و سلوک سابقه ای دیرین داشت و از آن رو که میانۀ خوشی با قیل وقال و بحث و جدال نداشت و علم و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می دانست و نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی،پرچمداران کلام و جدال با او از سر ستیز در آمدنداز آن جمله فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت.

 

به درستی معلوم نیست که سلطان العلماء در چه سالی از بلخ کوچید،به هر حال جای درنگ نبود و جلال الدین محمد 13سال داشت که سلطان العلماءرخت سفر بر بست و بلخ و بلخیان را ترک گفت و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت جهانبانی نشسته به شهر خویش باز نگردد.پس شهر به شهر و دیار به دیار رفت و در طول سفر خود با فرید الدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و بالاخره علاءالدین کیقباد قاصدی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد.او از همان بدو ورود به قونیه مورد توجه عام و خاص قرار گرفت.

 

سرانجام شمع وجود سلطان العلماء در حدود سال 628هجری قمری خاموش شد و در دیار قونیه به خاک سپرده شد.درآن زمان مولانا جلال الدین گام به بیست و پنجمین سال حیات خود می نهاد ،مریدان گرد او ازدحام کردند و از او خواستند که برمسند پدر تکیه زند و بساط وعظ و ارشاد بگسترد.

 

همه کردند رو به فرزندش که تویی در جمال مانندش

شاه ما زین سپس تو خواهی بود از تو خواهیم جمله مایه و سود

 

 سید برهان الدین محقق ترمذی مرید صدیق و پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی که مولانا را به واد ی طریقت راهنمایی کرد. وی ناگهان بار سفر بر بست تابه دیدار مرشد خود سلطان العلماء د رقونیه برسد. شهر به شهر راه پیمود تا اینکه به قونیه رسید و سراغ سلطان العلما را گرفت غافل از آنکه او یکسال پیش ا زاین خرقه تهی کرده و از دنیا رفته بود.

 

 وقتی که سید نتوانست به دیدار سلطان العلماء نائل شود رو به مولانا کرد و گفت د رباطن من علومی است که ا زپدرت به من رسیده این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شود.

 

مولانا نیز به دستور سید به ریاضت پرداخت و مدت نه سال با او همنشین بود و زان پس برهان الدین رحلت کرد.

  بود در خدمتش به هم نه سال تا که شد مثل او به قال و به حال

 

طلوع شمس

مولانا در آستانۀ چهل سالگی مردی به تمام معنی و عارف ودانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهره ها می بردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام شمس الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه 26جمادی الآخر سنه 642 هجری قمری به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد.

 

و این سجاده نشین با وقار و مفتی بزرگوار را سرگشته کوی و برزن کرد تا بدانجا که خود، حال خود را چنین وصف می کند:

 

زاهد بودم ترانه گویم کردی سر حلقۀ بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم بازیچۀ کودکان کویم کردی

 

چگونگی پیوستن شمس به مولانا 

روزی مولوی با خرسندی و بی خیالی از راه بازار به خانه باز می گشت ناگهان عابری نا شناس ا زمیان جمعیت پیش آمد گستاخ وار عنان فقیه و مدرس پر مهابت شهر را گرفت و در چشمهای او خیره شد و گستاخانه سؤالی بر وی طرح کرد: صراف عالم معنی، محمد (ص) برتر بود یا بایزید بسطام ؟

 

مولانای روم که عالی ترین مقام اولیا را از نازلترین مرتبۀ انبیا هم فروتر می دانست با لحنی آکنده از خشم جواب داد: محمد(ص) سر حلقۀ انبیاست بایزید بسطام را با او چه نسبت؟

 

اما درویش تاجر نما که با این سخن نشده بود بانگ برداشت: پس چرا آن یک ( سبحانک ما عرفناک) گفت و این یک ( سبحانی ما اعظم شأ نی ) به زبان راند؟

 

مولانا لحظه ای تأمل کرد و گفت: با یزید تنگ حوصله بود به یک جرعه عربده کرد. محمد دریانوش بود به یک جام عقل و سکون خود را از دست نداد. مولانا این را گفت و به مرد ناشناس نگریست در نگاه سریعی که بین آنها رد وبدل شد بیگانگی آنها تبدیل به آشنایی گشت. نگاه شمس به مولانا گفته بود از راه دور به جستجویت آمده ام اما با این بار گران علم وپندارت چگونه به ملاقات الله می توانی رسید؟

 

ونگاه مولانا به او پاسخ داده بود: مرا ترک مکن درویش و این بار مزاحم را از شانه هایم بردار.

 

پیوستن شمس به مولانا در حدود سال 642 هجری قمری اتفاق افتاد و چنان او را واله وشیدا کرد که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعرو ترانه و دف وسماع پرداخت و از آن زمان طبع ظریف او در شعرو شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پر شور و حال عرفانی پرداخت. شمس به مولانا چه گفت و چه آموخت و چه فسانه و فسونی ساخت که سراپا دگرگونش کرد معمایی است که « کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را». اما واضح و مبرهن است که شمس مرد ی عالم و جهاندیده بود. و برخی به خطا گمان کرده اند که او از حیث دانش و فن بی بهره بوده است مقالات او بهترین گواه بر دانش و اطلاع وسیع او بر ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.

 

غروب موقت شمس

زندگینامه مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)

 رفته رفته آتش حسادت مریدان خام طمع زبانه کشید و خود نشان داد. آنها می دیدند که مولانا مرید ژنده پوشی گمنام گشته و هیچ توجهی به آنان نمی کند از این رو فتنه جویی را آغاز کردند و در عیان و نهان به شمس ناسزا می گفتند و همگی به خون شمس تشنه بودند.

 

شمس از گفتار و رفتار گزندۀ مریدان خودبین و تعصّب کور و آتشین قونویان رنجیده شد و چاره ای جز کوچ ندید. از این رو در روز پنجشنبه 21 شوّال سال 643 قونیه را به مقصد دمشق ترک گفت.

 

شمس در حجاب غیبت فرو شد و مولانا نیز در آتش هجران او بی قرار و ناآرام گشت. مریدان که دیدند رفتن شمس نیز مولانا را متوجه آنان نساخت لابه کنان نزد او آمدند و پوزش ها خواستند.

 

پیش شیخ آمدند لابه کنان که ببخشا مکن دگر هجران

توبۀ ما بکن ز لطف قبول گرچه کردیم جرمها ز فضول

 

مولانا فرزند خود سلطان ولد را همراه جمعی به دمشق فرستاد تا شمس را به قونیه باز گردانند. سلطان ولد هم به فرمان پدر همراه جمعی از یاران سفر را آغاز کرد و پس از تحمل سختی های راه سرانجام پیک مولانا به شمس دست یافت و با احترام پیغام جان سوز او را به شمس رساند و آن آفتاب جهانتاب عزم بازگشت به قونیه نمود. سلطان ولد به شکرانۀ این موهبت یک ماه پیاده در رکاب شمس راه پیمود تا آنکه به قونیه رسیدند و مولانا از گرداب غم و اندوه رها شد. 

 

غروب دائم شمس

مدتی کار بدین منوال سپری شد تا اینکه دوباره آتش حسادت مریدان خام طمع شعله ور شد توبه شکستند و آزارو ایذای شمس را از سر گرفتند. شمس از رفتارو کردار نابخردانۀ این مریدان رنجیده خاطر شد تا بدانجا که به سلطان ولد شکایت کرد:

 

خواهم این بار آنچنان رفتن که نداند کسی کجایم من

همه گردند در طلب عاجز ندهد کس نشان ز من هرگز

چون بمانم دراز، گویند این که ورا دشمنی بکشت یقین

 

او چندین بار این سخنان را تکرار کرد و سرانجام بی خبر از قونیه رفت و ناپدید شد. بدینسان، تاریخ رحلت و چگونگی آن بر کسی معلوم نگشت.

 

شیدایی مولانا

مولانا درفراغ شمس نا آرام شد و یکباره دل از دست بداد و روز و شب به سماع و رقص پرداخت و حال زارو آشفتۀ او در شهر بر سر زبانها افتاد.

 

روزو شب د رسماع رقصان شد بر زمین همچو چرخ گردان شد

 

این شیدایی او بدانجا رسید که دیگر قونیه را جای درنگ ندید و قونیه را به سوی شام ودمشق ترک کرد. مولانا در دمشق هر چه گشت شمس را نیافت و ناچار به قونیه بازگشت.

 

در این سیر روحانی و سفر معنوی هر چند که شمس را به صورت جسم نیافت ولی حقیقت شمس را در خود دید و دریافت که آنچه به دنبال اوست در خود حاضر ومتحقق است. این سیر روحانی د راو کمال مطلوب پدید آورد. مولانا به قونیه بازگشت و رقص و سماع را از سر گرفت و پیرو جوان و خاصو عام همانند ذره ای د رآفتاب پر انوار او می گشتند و چرخ می زدند. مولانا سماع را وسیله ای برای تمرین رهایی و گریز می دید. چیزی که به روح کمک می کرد تا دررهایی از آنچه او را مقید در عالم حس و ماده می دارد پله پله تا بام عالم قدس عروج نماید.

 

چندین سال بر این منوال سپری شد و باز حال و هوای شمس در سرش افتاد و عازم دمشق شد ولی هرچه کوشید شمس را نیافت سر انجام چاره ای جز بازگشت به دیار خود ندید.

 

 صلاح الدین زرکوب

مولانا بنا بر عقیدۀ عارفان و صوفیان بر این باور بود که جهان هرگز از مظهر حق خالی نگردد و حق درهمۀ مظاهر پیدا و ظاهر است و اینک باید دید که آن آفتاب جهانتاب ا زکدامین کرانه سر برون می آورد و از وجود چه کسی نمایان می شود؟

 

روزی مولانا از حوالی زرکوبان می گذشت از آواز ضرب ایشان حالی دروی ظاهر شد و به چرخ در آمد شیخ صلاح الدین به الهام از دکان بیرون آمد و سر در قدم مولانا نهاد و از وقت نماز پیشین تا نماز دیگر با مولانا در سماع بود.

 

بدین ترتیب بود که مولانا شیفتۀ صلاح الدین شد و شیخ صلاح الدین زرکوب توانست این لیاقت و شایستگی را در خود حاصل کند و جای خالی شمس را تا حدودی پر سازد. صلاح الدین مردی عامی و امّی از مردم قونیه بود و پیشۀ زرکوبی داشت و از علم و سواد بی بهره . مولانا زرکوب را خلیفۀ خود ساخت و حتی سلطان ولد را با آن همه مقام علمی سفارش اکید کرد که باید حلقۀ ارادت زرکوب را به گوش کند. هر چند سلطان ولد تسلیم سفارش پدر خود بود ولی در عین حال مقام خود را به ویژه در علوم ومعارف برتر از زرکوب می دانست ولی سر انجام به فراست دریافت که معلومات و معارف ظاهری نمی تواند چاره ساز مشکلات روحی و معضلات معنوی باشد. او با این تأمل خودبینی را کنار گذاشت و از سر صدق و صفا مرید زرکوب شد. صلاح الدین زرکوب نیز همانند شمس تبریزی مورد حسادت مریدان واقع می شد اما به هر حال مولانا مدت ده سال با وی مؤانست و مصاحبت داشت تا اینکه زرکوب بیمار شد و سرانجام نیز خرقه تهی کرد و در قونیه دفن شد.

 

حسام الدین چلبی

زندگینامه مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)

 حسام الدین چلبی معروف به اخی ترک از اکابر عرفا و مرید صدیق مولانا بود. مولانا با او نیز ده سال مجالست داشت و حتی نظم کتاب شریف مثنوی به درخواست او صورت گرفت اما قبل از آغاز نظم دفتر دوم زوجۀ حسام الدین وفات یافت و مولانا هم پسر جوانش علاءالدین محمد را که سی و شش سال داشت از دست داد و از شدت تأثر به جنازۀ او حاضر نشد. درست است که بین علاءالدین با پدر دراین ایّام اختلافاتی وجود داشت اما بدون شک این اختلافات مانع از تأثر شدید پدر در مرگ فرزند نشد. به این ترتیب مدت دو سال نظم مثنوی متوقف شد و در سال 662 هجری قمری مجدداً آغاز شد.

 

حسام الدین نزد مولانا مقامی والا و عزیز داشت تا بدانجا که آورده اند: روزی مولانا با جمع اصحاب به عیادت چلبی می رفت در میان محله سگی برابر آمد، کسی خواست او را برنجاند فرمود که سگ کوی چلبی را نشاید زدن.

 

آن سگی را که بود در کوی او من به شیران کی دهم یک موی او

 

همچنین آورده اند که از حضرت خداوندگار ( مولانا ) سؤال کردند که از این سه خلیفه و نایب کدامین اختیار است؟ فرمود: مولانا شمس الدین به مثابت آفتاب است و شیخ صلاح الدین درمرتبۀ ماه است و حسام الدین چلبی میانشان ستاره ایست روشن و رهنما.

 

آثار مولانا

آثار مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي)

  آثار کتبی مولانا را به دو قسمت ( منظوم و منثور ) می توان تقسیم کرد. آثار منظوم:

 

1- مثنوی: کتابی است تعلیمی و درسی در زمینۀ عرفان و اصول تصوف و اخلاق و معارف و مولانا بیشتر به خاطر همین کتاب معروف شده. مثنوی از همان آغاز تألیف در مجالس رقص و سماع خوانده می شد و حتی در دوران حیات مولانا طبقه ای به نام مثنوی خوانان پدید آمدند که مثنوی را با صوتی دلکش می خواندند.

 

به مناسبت ذکر نی 18 بیت نخست مثنوی را نی نامه گفته اند. نی نامه حاوی تمام معانی و مقاصد مندرج در شش دفتر است به عبارتی همۀ شش دفتر مثنوی شرحی است بر این 18 بیت.

 

2- غزلیات: این بخش از آثار مولانا به کلیات یا دیوان شمس معروف گشته، زیرا مولانا در پایان و مقطع بیشتر آنها به جای ذکر نام یا تخلص خود به نام شمس تبریزی تخلص کرده. به احصای نیکلسن مجموعۀ غزلیات مولانا حدود 2500 غزل است.

 

3- رباعیات: معانی و مضامین عرفانی و معنوی در این رباعیها دیده می شود که با روش فکر و عبارت بندی مولانا مناسبت تمام دارد ولی روی هم رفته رباعیات به پایۀ غزلیات و مثنوی نمی رسد و متضمّن 1659 رباعی است.

 
 

آثار منثور:

1- فیه ما فیه: این کتاب مجموعۀ تقریرات مولانا است که در مجالس خود بیان کرده و پسر او بهاءالدین یا یکی دیگر از مریدان یادداشت کرده. فیه ما فیه در موارد کثیر با مثنوی مشابهت دارد منتهی نسبت به مثنوی مفهوم تر و روشن تر است زیرا این اثر نثر است و کنایات شعری را ندارد.

 

2- مکاتیب: این اثر به نثر است و مشتمل بر نامه ها و مکتوبات مولانا به معاصرین خود.

 

3- مجالس سبعه: و آن عبارتست از مجموعۀ مواعظ و مجالس مولانا یعنی سخنانی که به وجه اندرز و به طریق تذکیر بر سر منبر بیان فرموده است.

 

وفات مولانا

مدتها بود جسم نحیف و خستۀ مولانا در کمند بیماری گرفتار شده بود ا اینکه سرانجام این آفتاب معنا درپی تبی سوزان در روز یکشنبه پنجم جمادی الآخر سال 672 هجری قمری رحلت فرمود.

 

در آن روز پر سوز، سرما و یخبندان در قونیه بیداد می کرد و دانه های نرم و حریرین برف در فضا می رقصیدند و بر زمین می نشستند. سیل پر خروش مردم پیرو جوان، مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. افلاکی می گوید:« بسی مستکبران و منکران که آن روز، زنّار بریدند و ایمان آوردند » و چهل شبانه روز این عزا و سوگ بر پا بود.

 

بعد چل روز سوی خانه شدند همه مشغول این فسانه شدند

روز و شب بود گفتشان همه این که شد آن گنج زیر خاک دفین

 

 آری چنین بود زندگی مولانای ما، زندگی این خداوندگار بلخ و روم که برای وصول به عشق واقعی برای نیل به از خود رهایی در مقام فنا و بالاخره برای سیر تا ملاقات خدا که راه آن در فراسوی پله های حس و عقل و ادراک عادی انسانی است از زیر رواقهای غرور انگیز مدرسه و از فراز منبری که در بالای آن آدمی آنچه را خود بدان تن د رنمی دهد از دیگران مطالبه می کند، خیز برداشت و با حرکتی سریع و بی وقفه پله پله نردبان نورانی سلوک را یک نفس تا ملاقات خدا طی کرد. یک نفس اما در طول مدت یک عمر شصت و هشت ساله که برای عمر تاریخ یک نفس هم نبود.

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

 

 

نان برنجی (شیرینی مخصوص عید)

 

 

مواد لازم :

 

آرد برنج نرم
500 گرم
روغن جامد
150 گرم
کره دوغ گرفته
100 گرم
زرده تخم مرغ
2 عدد
پودر شکر نرم 150 گرم هل سبز ساییده یک دوم قاشق چایخوری گلاب یک دوم قاشق چایخوری (درصورت تمایل) زعفران به میزان لازم (در صورت تمایل) تخم خرفه به میزان لازم (برای تزیین)

 

 

طرز تهیه :

 

 

در کاسه ای روغن جامد و کره را 5 دقیقه با همزن بزنید تا کاملاً سفید و پوک شود. سپس پودر شکر را در چند مرحله به مایه اضافه کنید و با همزن 15 دقیقه بزنید. سپس زرده تخم مرغ را یکی یکی بریزید و 8 دقیقه هم بزنید تا مایه کاملاً یکدست شود.

 

 

بعد گلاب و هل را به ترکیب اضافه کنید و 2 دقیقه با همزن بزنید. گلاب زیاد شیرینی را سفت می کند، در صورت تمایل، حتی می توانید گلاب را حذف کنید.

 

 

سپس آرد برنج نرم را قاشق قاشق به ترکیب بالا بیفزایید و کاملاً ورز دهید. زمانی این خمیر آماده است که بتوانید مقداری از آنرا در دست گلوله کنید و با انگشت روی آن فشار دهید، ولی تَرَک برندارد.

 

 

در صورتی که مایل باشید نان برنجی زعفرانی داشته باشید، مقداری از خمیر را جدا کنید و به آن زعفران آب کرده اضافه کنید. زعفران باید غلیظ و خمیری باشد در غیر این صورت سبب از هم پاشیدن خمیر می شود.

 

بهتر است این خمیر آماده را در ظرف سربسته یا پوشش نایلونی 24 ساعت استراحت دهید.

 

 

بعد از گذشت این مدت خمیر را ورز دهید و گلوله ای به اندازه فندق از خمیر بردارید و با انگشتدانه نقش بیندازید یا گلوله ها را به فاصله در سینی بچینید و مُهر بزنید. برای تزیین می توانید مقداری تخم خرفه روی شیرینی بپاشید.

 

 

شیرینی ها را در فری با دمای 150 درجه سانتیگراد یا 300 درجه فارنهایت یا شماره 3 در طبقه بالا قرار دهید تا بپزد. دقت کنید که برای پخت این شیرینی فر نباید خیلی داغ باشد.

 

 

مدت پخت این شیرینی15 تا 20 دقیقه است. بعد از پخت اجازه دهید شیرینی ها کاملاً خنک شوند، سپس در ظرف مخصوص سرو بچینید.

 

 

ماندگاری این شیرینی بسیار طولانی است. تنها کافی است آن را در ظرف دردار و در جای خنک نگه دارید تا چند ماه سالم بماند. هرچه میزان کره این شیرینی بیشتر شود از زمان ماندگاری آن کاسته می شود.

 

 

برای اینکه شیرینی شما لطیف تر شود، آرد برنج و پودر شکر را از پارچه حریر (تنظیف) عبور دهید و تنها آنچه از پارچه عبور کرد برای شیرینی استفاده کنید.

 

 

این شیرینی در شهر مازندران به «آب دندون» معروف است. دلیل نام گذاری این شیرینی به «آب دندون»، به این خاطر است که به محض در دهان گذاشتن، آب می شود.

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv




پورمحمدی


مصطفی پورمحمدی، رئیس کنونی سازمان بازرسی کشور و وزیر کشور دولت نهم، در گفت‌وگوی اختصاصی خود با پنجره پیرامون موضوعات گوناگون از جمله نحوه انتخاب خود به عنوان وزیر کشور، چرایی کنار گذاشته شدن خود از این پست حساس و نیز رخدادهای پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری سخن گفته است.

 

ساختمان شش طبقه سازمان بازرسی كل كشور، در تقاطع دو نام مهم در مركز پایتخت (خیابان‎های شهید سپهبد قرنی و آیت‎الله طالقانی) حالا شش هفت ماهی است كه دستخوش تغییراتی شده تا بر بالای آن طبقاتی تازه ساخته شود؛ صدای پتك‎ها و چكش‎ها، مانع از انجام مصاحبه در دفتر كار مصطفی پورمحمدی، وزیر كشور سابق و رئیس فعلی بازرسی كل است و او می‎گوید: «این صدا روزی دو سه ساعتی هست؛ چون می‎خواهیم سریع‎تر كار ساختمان تمام شود، تا به دیگران بگوییم می‎شود كارها را زودتر هم انجام داد.»

نام پورمحمدی اگر چه تا قبل از انتخاب شدنش به‎عنوان وزیر كشور دولت اول محمود احمدی‎نژاد، چندان برای عموم شناخته شده نبود، اما جانشینی وزارت اطلاعات (پستی كه او پس از روی كار آمدن دولت دوم خرداد از آن‎ استعفا كرد) و فعال شدنش در كسوت یكی از چهره‎های موثر بر شكل‎گیری اصلی‎ترین ساز و كار تشكیلاتی درون جبهه اصولگرایان (یعنی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب)، وی را به چهره‎ای شناخته شده در میان اهل سیاست مبدل كرد؛ جبهه‎هایی كه احمدی‎نژاد را با فعالیت منظم در انتخابات شوراها و تشكیل آبادگران، به شهرداری تهران و پس از آن ریاست‎جمهوری ایران رساند؛ هر چند كه بعدها برخی میثاق‎های نوشته شده و توافق‎های انجام شده، نادیده گرفته شد.

پورمحمدی گرچه ترجیح می‎دهد تا درباره این ماجراهای قدیمی و انتخابات اخیر سخن نگوید، اما به ناگزیر در طی مسیر سوالات، نكاتی تازه را درباره رویدادهای سیاسی یك دهه اخیر ایران بازگو كرده است.

آنچه می‎خوانید ماحصل بیش از دو ساعت گفت‎وگوی خواندنی با یكی از جوان‎ترین اعضای شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز است. گفت‎وگویی كه در آن تحولات بعد از دوم خرداد و ماجرای قتل‎های زنجیره‎ای، نحوه تشكیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، انتخابات سال ۸۴ و رقابت‎های سیاسی فشرده پیش از آن، رویدادهای وزارت كشور دولت نهم، موضع جامعه روحانیت در انتخابات اخیر و گزارش سازمان بازرسی درباره بازداشتگاه كهریزك بازخوانی شده‎اند.

آقای پورمحمدی، نخستین‎باری كه نام شما در فضای سیاسی كشور مطرح شد، مربوط به زمانی می‎شود كه بعد از دوم خرداد عمادالدین باقی و مجموعه‎ای كه با وی همراه بودند، شروع به فضاسازی علیه مدیران وزارت اطلاعات كردند و كسی تا آن موقع شما را به صورت آشكار نمی‎شناخت. با توجه به اینكه در آن برهه در متن قضایا بودید، فكر می‎كنید چه اتفاقاتی در فضای سیاسی آن روز در حال رخ دادن بود؟

متأسفانه در فضای سیاسی كشور ما، جریانی در آن زمان با طرح شعارهای مبهم، ایجاد جنجال، فضاسازی روانی و تبلیغی در پی این بود كه سیاست‎های خود را به پیش ببرد و به نظرم این بدترین حركتی بود كه در آن زمان جریان دوم خرداد از خود بروز داد. به این معنا كه جریان چپ در فضای سیاسی كشور براساس جوسازی و تقویت فضای احساسی، طرح ایراد اتهامات، فضاسازی و مظلوم‎نمایی جایگاه خود را در نزد افكار عمومی بالا برد و سبب به‎وجود آمدن حادثه دوم خرداد شد. بعد هم توانست پیروز انتخابات شود و هنرش هم فضاسازی رسانه‎ای و روانی بود و برجستگی دیگری از قبیل طراحی و برنامه‎ریزی توسعه‎ای در كشور نداشت. دیدیم كه به سرعت این تفكر در حوزه‎های گوناگون خود را نشان داد و برای هر مسأله‎ای پرونده‎ای تبلیغاتی، روانی و جنجالی ایجاد می‎كرد تا از این طریق بتوانند رقبای خود را از میدان خارج كند. به‎طور طبیعی هدف یكی از این پرونده‎ها، بنده و دوستانمان بودیم و چون تلقی‎شان این بود كه ما در وزارت اطلاعات هستیم و تیم حاكم را قبول نداریم و با آنان همفكر نیستیم، پس بنابراین باید با ما برخورد شود. زیرا بخشی از افرادی كه در دایره قدرت سیاسی حضور یافته بودند، دارای سوابق امنیتی بودند و از قبل نسبت به همدیگر شناخت داشتیم و همین موضوع سبب می‎شد كه آنان ما را به عنوان رقیب خود محسوب كنند.

در آن زمان حوزه فعالیت شما در وزارت اطلاعات بخش خارجی بود و طبیعتا این حوزه كاری نباید زیاد برای شما در فضای سیاسی آن زمان مشكل ایجاد می‎كرد؛ لطفا كمی در این باره توضیح دهید؟

در آن مقطع زمانی بنده در حوزه خارجی مشغول فعالیت بودم و همزمان سمت جانشینی وزیر اطلاعات را نیز داشتم و خواه ناخواه به‎عنوان یك مدیر ارشد وزارت اطلاعات مطرح بودم و طبیعی بود كه آنان می‎خواستند بدنه اجتماعی و مدیریتی را كه گرایش حزب‎اللهی و انقلابی داشت را بزنند و بخشی از این بدنه در سپاه، وزارت اطلاعات، نهادهای انقلابی و رسانه‎ها حضور داشتند و جریان دوم خرداد این فكر انقلابی را معارض جدی و رقیب خود می‎دانست و در سالهای بعد نیز این جریان انقلابی به اصولگرایان معروف شدند.

آنان در آن زمان جریان‎سازی و فضاسازی علیه جریان انقلابی را به جد تعقیب می‎كردند و پس از آن نیز داستان قتل‎های زنجیره‎ای مطرح شد و چون اساسا این مسأله به مصلحت كشور نبود، ما درباره آن سكوت كردیم. زیرا فكر می‎كردیم كه ورود به این مسأله به نوعی بازی كردن در زمین دشمن است و هر چقدر درخصوص آن بیشتر صحبت كنیم، به نفع دشمن می‎شود و در این راستا نیز شاید برخی از مسائل كه مربوط به دفاع از حقوق شخصی ما نیز می‎شد، به سبب جلوگیری از ایجاد تنش و اختلاف، در آن باره سكوت كردیم. واقع مطلب این بود كه در قتل‎های زنجیره‎ای اغلب عوامل اصلی در آن از لحاظ ذهنی طرفدار جریان دوم خرداد بودند و در آن مقطع نیز این موضوع مطرح شد.

به هر حال پرونده قتل‎های زنجیرهای، پرونده‎ای پیچیده و سخت بود و اینكه ما بگوییم این پرونده متهم اصلی‎اش جریان دوم خرداد بوده و طرف دیگر مسأله دیگری را طرح كند و اختلافات تشدید شود به نفع دشمنان نظام بود و اساسا دشمنان دوست دارند كه به آن بپردازند.

به هر حال موضوعی بود كه مخالف همه ارزش‎ها، اعتقادات و اصول دینی و قانون اتفاق افتاده بود و باید با قدرت با آن مبارزه می‎شد كه دیگر تكرار هم نشود، اما نباید تبدیل به یك جنجال و مسأله‎ای تضعیف كننده و ضد امنیت ملی تبدیل می‎شد كه از این جهت بنده خیلی دقت كردم تا وارد این بازی‎ها نشوم.

در آن برهه چه اتهاماتی علیه شما از سوی آنان طرح شد؟

با وجود این، اتهامات زیادی نیز علیه بنده طرح شد و خودشان نیز می‎دانستند تخلفات صورت گرفته در حوزه كاریم نبوده و اساسا در این جهت بنده دخیل و مطلع نبوده‎ام. ولی آنها قصد داشتند بنده را در حواشی این موضوع وارد كنند و با اتهام‎زنی، یك حادثه شخصی و خیلی ناگوار را كه در خانواده ما به‎وقوع پیوسته بود و خانم عفیف و نجیبی به شدیدترین شكل به قتل رسیده بود را سوژه خوبی برای اهداف خود یافتند و این موضوع را بردند جزو پرونده قتل‎های زنجیره‎ای و پس از مدتی بنده را هم شریك این پرونده كردند و این خود جزو هنرمندی‎های ژورنالیستی و جنگ روانی‎ای بود كه در آن زمان از سوی جریان دوم خرداد اجرا شد و باید گفت كه آنقدر قضیه لوث و رسوا بود كه آقای خاتمی نیز در نامه‎ای اعلام كرد كه اتهاماتی كه به فلانی نسبت داده‎اند، ناروا و محكوم است.

پس با این اوصاف در آن مقطع فشار روانی زیادی روی شما بوده است؟

‎بله، جنگ روانی علیه بنده و دیگر نیروهای ارزشی فوق‎العاده بود و برای بیان این مسأله، آن را باید درك كرد. هركسی در آن زمان اگر كلمه‎ای می‎گفت، مورد هجوم رسانه‎های دوم خردادی و هم‎پیاله‎های آنان قرار می‎گرفت كه هنوز هم این روابط بین آنان وجود دارد، اینكه برخی از دوم خردادی‎ها ادعای این را دارند كه از جهت مبانی نظری با هم‎پیاله‎های خود همگرا نیستند، باید گفت كه تاكنون آنها با هم بوده‎اند و این یكی از مشكلاتی است كه فضای سیاسی جامعه را به نحوی آلوده كرده و هنوز نیز این واقعیت تلخ نه فقط وجود دارد، بلكه تشدید هم شده است، ولی در ظاهر ادعاهایی مطرح میكنند كه با رفتار آنان تطبیق ندارد.

تقریبا می‎توان گفت كه جنگ عناصر اطلاعاتی بوده است؟

خیر، جنگ اطلاعاتی نبوده. البته در این حوزه عناصر اطلاعاتی بودند، ولی بخش بزرگی از آنها در فضای سیاسی و رسانه‎ای فعال شده بودند و دولت را نیز در اختیار داشتند كه به هر حال فضای حاكم در آن زمان اینچنین بود.

بعد از طرح اتهامات علیه شما، چه شد كه در دادگاه طرح شكایت كردید؟

وقتی كه اتهامات علیه بنده با كدهای ریز و شبهه‎برانگیز طرح شد، دیدم كه دیگر جای سكوت نیست و باید نسبت به آن واكنش نشان دهم. از این‎رو علیه آقای گنجی و باقی شكایت كردم و در دادگاه نیز شخصا شركت كردم و وكیل هم نگرفتم و درنهایت هر دو نفر در دادگاه محكوم شدند. البته بنده اصلا تمایل ندارم كشمكش‎ها و مسائل شخصی را مطرح و تعقیب كنم، ولی در این قضیه دیدم كه این موضوع، شخصی نیست و درواقع ترور شخصیت و اتهام‎زنی ناروا برای مقاصد پلید و غیرانسانی است كه در جامعه دارد اتفاق می‎افتد و اگر در اینجا كوتاهی شود، این موضوع تبدیل به فرهنگ و سنت می‎شود و به هر دلیلی كسی را كه بخواهند از صحنه حذف كنند، از این روش استفاده خواهند كرد. به همین علت در دادگاه طرح دعوا كردم.

در آن سالها نیروهای ارزشی و انقلابی تشكلی به‎ نام شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را تشكیل دادند و حضرت‎عالی نیز در آن حضوری فعال داشتید. لطفا كمی درخصوص روند تشكیل این شورا توضیح دهید؟

بعد از داستان دوم خرداد، شوك جدی به نیروهای حزب‎اللهی و كسانی كه روی مسائل انقلابی و ارزشی حساسیت و تأكید ویژه داشتند، وارد شد و آنان را بیش از یك سال زمین‎گیر كرد. بنده نیز تا یك سال پس از جریان دوم خرداد در وزارت اطلاعات بودم و امكان فعالیت سیاسی برایم وجود نداشت. پس از یك سال و نیم و عزل از مسئولیتم، از آنجا استعفا دادم و وقتی كه بیرون آمدم با توجه به شرایط و موقعیت‎ها ترجیح دادم كه بیشتر، فعالیت‎های فرهنگی ـ سیاسی انجام دهم و به مباحث علمی و كارهای حوزوی روی آوردم. پس از مشورت با دوستان به این نتیجه رسیدیم كه كار مشتركی را به صورت جمعی باید تعقیب كنیم تا بتوانیم از این مرحله عبور كنیم و تقریبا در تشكیل این شورا همه فعالان عرصه سیاسی حضور داشتند. عده‎ای از تشكل‎ها مانند جبهه پیروان خط امام و رهبری و برخی از شخصیت‎ها مانند آقایان ناطق نوری و لاریجانی و دوستان دیگر حضور داشتند و همه همفكر بودند و البته در آن مقطع بنده برای كارهای تشكیلاتی خاص كمی فعال شدم و یك مقدار هم جلو رفتم.

یعنی قصد تأسیس حزب داشتید؟

بله، حزب یا شبه‎حزب. ولی به دلایلی ادامه پیدا نكرد تا بحث شورای هماهنگی نیروهای انقلاب پا گرفت و بنده شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را بهترین و مناسب‎ترین مدل برای آن لحظه تاریخی جریان ارزشی و انقلابی دیدم، برای همین نیز همه در این جهت بسیج شدند و بنده نیز چون فراغت بیشتری داشتم، در شهرهای مختلف سخنرانی میكردم و تقریبا از اواسط سال ١٣٧٨ شورای هماهنگی به‎صورت جدی كار خود را آغاز كرد.

بعد از حادثه ١٨ تیر ۱۳۷۸ و گروه وفاق، شورای هماهنگی فعال شد؟

گروه وفاق تحرك زیادی نداشت، ولی تشكیل شورای هماهنگی با یك فاصله انجام شد و نخستین تجربه كاری این شورا نیز در انتخابات شوراهای شهر و روستا بود.

نسبت شما با ایده آبادگران چه بود؟

آبادگران عنوانی بود كه در شورای هماهنگی برای تیم شورای شهر تهران در نظر گرفته شد و هویتی مستقل نداشت.

چگونه شد كه آبادگران دارای هویت مستقل شد؟

در آن مقطع آقای احمدی‎نژاد از سوی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، مسئول كار ساماندهی در تهران برای انتخابات شوراها بود و ما نیز در انتخابات شوراهای مابقی استانها فعالیت می‎كردیم. گروه تهران به نام آبادگران آمد و تابلوی تبلیغاتی آنها به این نام بود و عملا آبادگران هویت مستقل نداشت. البته بعد از پیروزی دوستان، عده‎ای تصمیم گرفتند آن را به عنوان هویت سیاسی مطرح كنند كه می‎شود گفت بهره‎برداری برخی از این آقایان از موقعیت پیش آمده بود، در حالی‎كه آن مجموعه‎ای از شورای هماهنگی بود كه برای انتخابات شورای شهر تهران شكل گرفته بود.

بعد از انتخابات شوراها، آیا در انتخابات مجلس و ریاست‎جمهوری نیز همچنان در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب فعالیت می‎كردید؟

بله، تا آخر فعالیت میكردم.

در انتخابات ریاست‎جمهوری بحث میثاق و تعهد آقایان در میان بود و در آن زمان كدامیك از آقایان برخلاف قول خود كه به نظرسنجی وفادار باشد، درنهایت وفادار نماند؟

به نظر بنده در آن مرحله تجربه خوبی را در شورای هماهنگی نداشتیم، زیرا نتوانستیم به یك حركت مشترك برسیم، چون دوستان دیدگاه‎های متفاوتی داشتند و برخی از كاندیداها نیز اصرار جدی بر حضور و بقا داشتند و درنهایت این مسائل سبب شد كه مجموعه نیروهای شورای هماهنگی به جمع‎بندی نهایی نرسند و عملا شورای هماهنگی نیروهای انقلاب نتوانست ظرفیت جریان اصولگرا را روی كاندیدای واحد متمركز كند.

آن میثاق و ایده نظرسنجی به چه علت موفق نشد؟

چون افرادی كه كاندیدا بودند، خود را نسبت به آن ملتزم ندانستند.

مگر وعده و امضا نكرده بودند؟

چرا، ولی دلیل می‎آوردند كه فلان كس موردی را نقض كرده یا فلان كس چنین حرفی را زده و همین مسائل سبب شد به آن عمل نكنند.

به نظر شما چرا فردیت افراد توانست این تجربه گروهی را متلاشی كند؟

ما در كشور تجربه كار تشكیلاتی قدرتمند و موفق نداریم و دوستانی كه بیشترین بهره‎برداری را از فضای سیاسی و مجموعه شورای هماهنگی كردند، بعد آمدند و خود، تئوری ضدتشكیلاتی و حزبی را در كشور تبلیغ كردند و یكی از آنها آقای احمدی‎نژاد است كه خیلی با رفتار تشكیلاتی و سازمان‎یافته سیاسی، دست کم در حال حاضر موافق نیست و آن را نمی‎پسندد. ولی ایشان تمام مسیر رشد خود را به این وسیله طی كرده است. ظاهرا ایشان با كار تشكیلاتی تا جایی همراهی داشت كه به آن باور داشت و جایی كه با عقیده‎اش متعارض بود، آن را رها كرد. چون التزام قانونی و یا تشكیلاتی قوی به این موضوع وجود ندارد، از این جهت شورای هماهنگی نیز كه متشكل از افراد حقیقی و مستقل بود نمی‎توانست برای اعمال نظر اعضا را تحت فشار قرار دهد.

آیا پیش از انتخابات ١٣٨٤ شایعه‎ای مربوط به اینكه آقای لاریجانی قصد كناره‎گیری دارد، مطرح بود؟

بله، حتی مرحله‎ای پیشنهاد شد كه با وجود تفرقه‎ای كه ایجاد شده، آقای لاریجانی ادامه ندهد. ولی برخی از دوستان و آقای لاریجانی گفتند كه خیلی‎ها به اتكای ما وارد صحنه شدند و این خود بدعهدی و بدقولی است كه در این زمان انصراف دهیم و درنهایت تا آخر ادامه دادند.

بعد از انتخابات ریاست‎جمهوری نهم، شما و آقای جهرمی تنها كسانی بودید كه از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب وارد مجموعه دولت به عنوان وزیر شدید، این موضوع به چه علت بود؟

خیر، ما تنها نبودیم؛ افراد متعددی در دولت حضور داشتند.

بقیه افرادی كه در دولت حضور پیدا كردند، افرادی را شامل می‎شدند كه در ستاد آقای احمدی‎نژاد كار كردند و یا از ایثارگران جدا شده و به ستاد ایشان رفته بودند، اما به‎طور مشخص شما و آقای جهرمی در ستاد آقای لاریجانی كار كردید و به‎عنوان وزیر در كابینه حضور یافتید.

این بخش از افراد بین هفته اول و دوم و تقریبا در فاصله بین دو هفته جابه‎جا شدند و اتفاقا آقای جهرمی با آقای احمدی‎نژاد همفكری می‎كرد و مشورت می‎داد. زیرا آقای جهرمی ارزیابی‎شان این بود كه احمدی‎نژاد می‎تواند موفقیت پیدا كند، ولی در آن زمان نظرسنجی‎هایی كه در اختیار ما بود این موضوع را نشان نمی‎داد. از این جهت آقای جهرمی به آقای احمدی‎نژاد نیز كمك می‎كرد و بنده نیز طبق روال شورای هماهنگی به علت فكر تشكیلاتی‎ام، مشغول فعالیت بودم و آقای احمدی‎نژاد نیز بعد از اینكه رأی آورد اظهار داشت كه از همه نیروهای اصولگرا استفاده خواهد كرد كه تا حدودی این موضوع انجام شد.

لطفا یك مقدار راجع به نحوه ورودتان به دولت توضیح دهید؟

بنده در این قضایا داستان دیگری داشتم، كه از این قرار بود؛ عده‎ای از افراد برای وزارت اطلاعات پیشنهاد شده بودند و آقای احمدی‎نژاد با آن دوستان صحبت كرده بود و همه آنها آدرس بنده را داده بودند. این موضوع سبب شد كه آقای احمدی‎نژاد با بنده نیز صحبت كند. در ابتدا من استنكاف كردم، اما ایشان گفت كه برنامه‎ای برای این وزارتخانه تهیه كنید تا هركسی می‎خواهد مسئولیت آن را برعهده بگیرد، استفاده كند. پس از چند روز آقای احمدی‎نژاد بنده را دوباره خواست و گفت كه موضوع وزارت شما را با مقام معظم رهبری در میان گذاشتم و ایشان نظر موافق داشتند و بنده نیز گفتم اگر نظر ایشان است، حرفی ندارم و این سبب شد كه وارد كابینه شوم.

این موضوع برای زمانی است كه گزینه وزارت اطلاعات بودید؟

بله، بنده و آقای صفارهرندی اولین كاندیدای دو وزارتخانه‎ای بودیم كه توسط آقای احمدی‎نژاد انتخاب شدیم و ایشان در جلسه‎ای به ما دو نفر گفت كه شما به‎عنوان وزیر قطعی شده‎اید و بعد ایشان به بنده، آقای جهرمی و آقای صفارهرندی گفتند كه شما با كاندیداهای پیشنهادی مصاحبه كنید كه مسئولیت مصاحبه با اعضای سیاسی، امنیتی و فرهنگی كابینه با ما بود.

آقایان الهام، رهبر و دانش‎جعفری هم ظاهرا كار مصاحبه از اعضای كابینه را انجام دادند؟

بله، آقایان رهبر و دانشجعفری با وزرای اقتصادی مصاحبه می‎كردند. چند روز بعد از آن نیز آقای رهبر و دانشجعفری حضورشان در كابینه قطعی شد و فقط جایشان مشخص نبود كه وزیر اقتصاد یا معاونت رییس‎جمهور شوند.

به چه صورت كاندیدای وزارت كشور شدید؟

نهایتا برای وزارت كشور هم چند نفر كاندیدا شدند و كمیته ما پس از مصاحبه با آنها گزارش آن را به آقای احمدی‎نژاد داد كه مورد قبولشان واقع نشد.

چه كسانی بودند؟

حالا دیگر از این موضوع گذشته و بازگو كردن نام آنها لزومی ندارد.

مرحوم كردان هم مطرح بودند؟

خیر.

آقای سیدمهدی هاشمی چطور؟

خیر، ایشان هم مطرح نبودند.

یعنی وزرایی كه بعد از شما در وزارت كشور آمدند، اصلا در ابتدا مطرح نبودند؟

خیر، هیچ‎كدام از آنها در ابتدا مطرح نبودند.

داشتید در مورد كاندیدا شدن خودتان در وزارت كشور توضیح می‎دادید؟

بله، در روزهای آخر یكی دو بار آقای احمدی‎نژاد به دوستانی كه در جلسه لیست افراد را تهیه می‎كردند، گفت كه اسم آقای پورمحمدی را هم برای وزارت كشور بنویسید. بنده هم به شوخی به آقای احمدی‎نژاد گفتم كه نه آقا، حالا كه قرار شده ما به شما كمك بدهیم، ما را از این قضیه محروم نكنید و همان وزارت اطلاعات برای ما بس است، چون دو تا پست كه بخواهید به ما بدهید، در نهایت از ده مانده و از شهر رانده می‎شویم. قرار بود روز یكشنبه اعضای كابینه به مجلس معرفی شوند كه بنده جمعه قبل از آن در مسافرت بودم و ساعت ١١ شب ظاهرا آقای زریبافان تماس گرفتند و گفتند كه آقای احمدی‎نژاد شما را برای وزارت كشور در نظر گرفته و برنامه‎تان را برای این وزارتخانه تهیه كنید. بنده گفتم كه در این شرایط آمادگی برای تهیه برنامه ندارم كه آقای زریبافان گفت كه به هر حال آقای احمدی‎نژاد تصمیم خود را گرفته است و خدمت مقام معظم رهبری نیز مطرح شده و مورد موافقت ایشان نیز قرار گرفته است. در آن مقطع با وزارت كشور آشنا نبودم. فردا صبح سریعا به تهران آمدم و با وزارتخانه تماس گرفتم و برنامه‎های وزرای سابق را درخواست كردم كه برایم بفرستند. همان روز با آقای محسنی‎اژه‎ای برای وزارت اطلاعات صحبت شده بود كه ظاهرا ایشان تردیدی داشتند كه خدمت مقام معظم رهبری می‎رسند و با تأكیدی كه رهبری می‎كنند، همان روز یعنی شنبه آقای محسنی‎اژه‎ای برای وزارت اطلاعات و بنده برای وزارت كشور قطعی شدیم و البته برنامه‎ام را روز سه‎شنبه ارایه كردم.

شما زمانی كه برای كسب رأی اعتماد به مجلس رفتید، جزو وزرایی بودید كه مخالفین زیادی داشتند. ولی بعد از سه سال كه از وزارت كشور می‎خواستید كنار بروید، برخی از آن افرادی كه جزو مخالفین شما بودند، تبدیل به موافق شده و نسبت به كناره‎گیریتان از وزارت كشور مخالفت می‎كردند، علت مخالفت‎های اولیه و موافقت‎های بعدی را چه می‎دانید؟

جریان چپ در مجلس با بنده مخالف بود و بعد از آن چند نفر از آنها می‎گفتند كه ما به تو رأی دادیم، ولی بنده این قضیه را باور نداشتم، چون ٩٠ رأی مخالف و ٤٠ رأی ممتنع داشتم كه تقریبا جزو سنگین‎ترین رأی‎های منفی بود. تمام دوم خردادی‎های مجلس به بنده رأی منفی دادند و یك جمع متشكل از جریان اصولگرا نیز به بنده رأی منفی دادند و حرف این دوستان نیز این بود كه پورمحمدی چهره‎ای امنیتی است و اگر در وزارت كشور حضور یابد، این وزارتخانه را امنیتی می‎كند كه برای كشور مناسب نیست. بنده نیز در جواب این شبهه گفتم كه وقتی یك طلبه با لباس روحانیت وارد دستگاهی امنیتی می‎شود، نشان از این دارد كه براساس تكلیف و نه میل خود بوده، چون طلبه اساسا لباسش گویای این موضوع است كه عنصری فرهنگی است و به‎دنبال كار فكری بوده است. در مجلس گفتم كه در وزارت اطلاعات هم بیشتر كارهای غیرامنیتی انجام داده‎ام.

پس از رأی اعتماد و وقتی كه در وزارت كشور حضور یافتم، مجال عملی برای بروز آنچه كه حرفش را زده بودم فراهم شد و در مدت ٣٣ ماه حضورم در وزارت كشور، شاید قوی‎ترین كاركردهای سیاسی و اجتماعی و حتی عمرانی را داشتم و به بیانی، به دلیل تجربه‎های مختلف و ازجمله امنیتی، علاوه بر موفقیت در بخش امنیت، در سایر بخش‎ها نیز طبق اظهار بسیاری از افراد مطلع موفق بودیم كه خداوند را بی‎نهایت شاكرم.

یكی از موارد جدی در وزارت كشور شما كه سبب اعتراض نمایندگان مجلس شد، بحث تغییر استاندارها بود. در این خصوص مقداری توضیح دهید؟

خیر، به این شكل نبود. وقتی دولتی جدید روی كار می‎آید و مردم با انتخاب تمایلات خود را بروز می‎دهند، طبعا كابینه حالتی جدید پیدا می‎كند و استانداران نیز جزو مقامات بالای هر دولتی هستند و تغییر استانداران كاری طبیعی است.

منظورم تغییراتی بود كه در حین كار دادید؟

ما در جابه‎جایی اول استانداران تا جایی كه امكان داشت، نظرات نمایندگان را گرفتیم و تعامل قابل قبولی نیز بین وزارت كشور و نمایندگان ایجاد شد و در باره دیگر تغییرات نیز دو ـ سه تغییر بیشتر در زمان بنده صورت نگرفت. ولیكن بنا بود تغییراتی ایجاد شود كه بنده با آن موافق نبودم و علت هم این بود كه اعتقاد داشتم نظام اجرایی و مدیریتی كشور متزلزل می‎شود و به مصلحت نیست و تغییرات سبب لطمه به كشور می‎شود، زیرا در هر استان ٧٠ اداره كل و سازمان و مؤسسه وجود دارد كه تغییر یك استاندار، سبب تغییر مسئولان ادارات كل، فرمانداران و بخشداران می‎شود كه پیامدهایی به‎دنبال خود دارد. این خود یكی از موضوعاتی بود كه سبب اختلاف دیدگاه‎های بنده با آقای احمدی‎نژاد شد. در وزارت كشور سعی كردم افرادی همگرا و همفكر با دولت انتخاب شوند و نتیجه آن را تقریبا می‎شد در انتخابات مجلس و بعد از آن در انتخابات ریاست‎جمهوری دهم دید و اگر اساسا تیم همكار بنده ناموفق بودند، نباید آقای احمدی‎نژاد این مقدار رأی می‎آورد و رأی ایشان محصول تلاش مجموعه بزرگ اجرایی كشور بود كه بار سنگین آن بر دوش وزارت كشور است.

درباره نحوه كنار رفتن شما از وزارت كشور لطفا مقداری توضیح دهید؟

در هفته اول سال، بعد از تعطیلات چند روز اول، یعنی در هشتم فروردین ماه ٨٧ در جلسه شورایعالی امنیت ملی آقای احمدینژاد را دیدم و ایشان پرسید: «كجایید؟» گفتم: «هفته اول بعد از انتخابات، خسته و مریض بودم و مقداری استراحت كردم. اگر بشود دو ـ سه روزی را می‎خواهم به سفر بروم.» كه آقای احمدی‎نژاد گفت: «چه زمانی برمی‎گردید؟» در جواب ایشان گفتم كه روز چهاردهم فروردین وقتی ادارات باز می‎شوند، برمی‎گردم. گفت: «در این روز شما را ببینم.» پس از آن جلسه، آقای لاریجانی گفت: «خبرهایی شنیدم كه احتمال جابه‎جایی شما وجود دارد.» در روز سیزده فروردین از دفتر آقای رییس‎جمهور تماس گرفته شد كه برای روز چهاردهم فروردین وقت ملاقاتی برای بنده گذاشته شده و بعد از یك ساعت دوباره از دفتر رئیس‎جمهور تماس گرفته شد و گفتند كه وقت ملاقات نیم ساعت جابهجا شده. بنده كه دیدم دفتر رئیس‎جمهور اینقدر نسبت به این دیدار حساس است، آقای لاریجانی نیز آن سخنان را در جلسه شورای امنیت به بنده گفته بود و آقای احمدی‎نژاد هم خواستار دیدار با بنده است، فهمیدم كه مسأله‎ای درباره رفتنم از وزارت كشور مطرح شده.

در دیدار با آقای احمدی‎نژاد چه گذشت؟

چهارشنبه، مصادف با چهاردهم فروردین پیش آقای احمدی‎نژاد رفتم و ایشان گفت كه می‎خواهد در وزارت كشور جابه‎جایی صورت دهد. بنده نیز گفتم كه اختیار با شماست و از اینكه امكان خدمت در این مدت را به من داده‎اید تشكر میكنم. ایشان گفت: «شما باید به جای دیگری بروید.» در پاسخ گفتم: «اینكه به كجا بروم مهم نیست، وزارت كشور مهم است.» همچنین به آقای احمدی‎نژاد گفتم: «كسی را برای وزارت كشور در نظر دارید؟» ایشان گفت: «خیر.» گفتم: «اگر كسی را در نظر دارید عنوان كنید تا برایش در مجلس رأی بگیرم و اگر هم می‎خواهید سرپرست بگذارید، توجیهش كنم.» ایشان در این ملاقات اظهار داشت كه موضوع خودتان مهم است كه من باز هم گفتم كه وزارت كشور مهمتر است و بعد از آن هم ٢٠ روز دیگر مرحله دوم انتخابات را داریم و شرایط خیلی سختی برای ماست. فردای آن روز، سمینار مشترك استانداران و وزرا بود و به آقای احمدی‎نژاد گفتم: «می‎خواهید این موضوع را فردا اعلام كنیم؟» كه ایشان در جواب گفتند: «هیچ‎كس نفهمد.» در سمینار به علت اینكه ما میزبان بودیم در جلسه یك مقدار جدی‎تر كارها را پیگیری كردم تا كسی متوجه این موضوع نشود و حتی یكی ـ دو بار به آقای احمدی‎نژاد انتقاد كردم و نظر دادم كه آقای احمدی‎نژاد نیز موضوع را فهمید كه ایشان نیز یك مقدار جدی‎تر و گرمتر، مثل كسی كه تا حالا هیچ مسأله‎ای با هم ندارند برخورد كرد و بعد هم كه خبرنگارها از سخنگوی دولت موضوع بركناری من را سوال كردند كه ایشان گفت دروغ سیزده است، تحلیل من این بود كه آقای الهام از گرمی رفتار بنده و آقای احمدی‎نژاد اصلا فكر نمی‎كرد كه قضیه كنار رفتن من از وزارت كشور جدی باشد. پس از این قضایا، یك بار آقای احمدی‎نژاد در دولت به من گفت: «چه كار كردید؟» گفتم: «شما برای وزارت كشور چه كار كردید؟» و ایشان دو ـ سه پیشنهاد برای سفارت و فعالیت‎های خارجی دادند كه بنده گفتم: «تمایل به رفتن به خارج از كشور ندارم.»

علت طولانی شدن این موضوع چه بود؟

به آقای احمدی‎نژاد گفتم كه درخواستی از شما ندارم، ولی از شما یك مطلب را می‎خواهم كه به آن فكر كنید و آن این است كه ٢٠ روز بیشتر به انتخابات مرحله دوم مجلس هشتم نمانده است و شاید جابه‎جایی من مشكلی برای این موضوع پیش بیاورد. تودیع بعد از مرحله دوم باشد بهتر است كه یكی از دوستان درنهایت به من گفت كه آقای احمدی‎نژاد گفته كه برنامه جابه‎جایی بعد از مرحله دوم انتخابات صورت می‎گیرد كه ما نیز كارها را جدی دنبال كردیم و پس از مدتی كه از انتخابات گذشت، شنیدیم كه مقام معظم رهبری با آقای احمدی‎نژاد صحبتی داشته و گفته‎اند كه خوب است گزارش انتخابات را وزیر كشور به مجلس ارائه كند و ما نیز در حال تهیه گزارش انتخابات بودیم كه در روزهای آخر اردیبهشت و ۱۰ روز قبل از تشكیل مجلس، حكم پایان مسئولیت من صادر شد.

آیا مقام معظم رهبری با جابهجایی شما موافقت كردند؟

در مورد جابه‎جایی بنده نیز ظاهرا نظر رهبری گرفته نشده بود و چون قضیه علنی شده بود، حضرت آقا نیز در این رابطه اظهار نظری نكردند.

در مورد انتخاب سرپرست یا وزیر بعدی با شما مشورتی شد؟

خیر، بنده رفته بودم برای افتتاح حسابداری عملیاتی یكی از مناطق شهرداری تهران و سخنرانی در آنجا، بعد هم در مسیر رفتن به اجلاس دادستان‎های سراسر كشور در سالن كنفرانس اسلامی بودم كه در بین راه از دفتر رئیس‎جمهور تماس گرفتند و گفتند نامه‎ای حاوی تقدیر و تشكر و معرفی سرپرست وزارتخانه برای شما ارسال شده كه در آنجا به آیت‎الله هاشمی شاهرودی گفتم كه این آخرین نطق بنده به‎عنوان وزیر كشور است.

بعد از این ماجراها، می‎رسیم به انتخابات امسال؛ شما عضو جامعه روحانیت مبارز هستید، چرا جامعه روحانیت مبارز برای حمایت از نامزد واحد در انتخابات به توافق نرسید؟

در جامعه روحانیت بحث‎های زیادی مطرح شد. شاخص‎هایی در آنجا مطرح بود و آقایان براساس آن شاخص‎ها كه از كاندیدا مطرح می‎كردند، یك سری انتقاداتی نیز داشتند. به‎خاطر این قضایا این سوال مطرح شد كه آیا جامعه روحانیت باید در انتخابات كاندیدایی معرفی كند یا اینكه تنها دعوت به مشاركت و انتخاب اصلح كند؟ بحث بر سر این مسأله بود كه كاندیدایی اگر بخواهد معرفی شود، فقط آقای احمدی‎نژاد است و نه كاندیدای دیگر؛ از طرفی خود آقای احمدی‎نژاد نیز بیان می‎كرد كه وابسته به هیچ تشكیلاتی نیست و حالا اگر دوستانی می‎خواهند از وی حمایت كنند، معنی این را نمی‎دهد كه كسی كه وی را تأیید كند، فردا اگر دیدگاهی داشته باشد، ایشان ملتزم به اجرای آن هستند و از طرفی هم جامعه روحانیت، جایگاه آقای احمدی‎نژاد را خیلی متزلزل نمی‎دید كه احتیاج به حمایت جدی داشته باشد.

ولی افرادی مانند آقای ناطق در جلسه جامعه روحانیت ظاهرا نظرشان روی آقای موسوی بوده؟

در جلسه جامعه روحانیت به این عنوان كه از آقای موسوی برای كاندیداتوری حمایت شود، صحبتی نشد. ولی مثلا برای دفاع از آقای احمدی‎نژاد الزاما باید علیه آقای موسوی موضع بگیرند، مورد مخالفت برخی از افراد قرار گرفت و ضرورت آن را رد كردند و این موضوع به این معنا نبود كه از موسوی حمایت كنند.

یعنی این شائبه كه جامعه روحانیت بعضی از اعضایش از موسوی حمایت می‎كردند، درست نبود؟

یكی دو نفر نظرشان به آقای موسوی بود و در برخی جاها هم اعلام كرده بودند، ولی هیچ ظهور و بروزی در جلسات نبود و تنها كاندیدای مطرح در جامعه روحانیت، احمدی‎نژاد بود و برای وی نیز رأی‎گیری شد و تعداد آرای آقای احمدی‎نژاد، دو - سه نفر بیشتر از عدمرأی بود، اما به حد نصاب نرسید و اگر رأی‎ها به حد نصاب می‎رسید، جامعه روحانیت ایشان را معرفی می‎كرد و این عدم حد نصاب سبب سكوت جامعه روحانیت در این خصوص شد.

آیا با تصوری كه آن موقع از آقای موسوی داشتید، اصلا فكر می‎كردید كه ایشان بعد از انتخابات چنین فضایی را به‎وجود بیاورند؟

خیر، یكی از ابهامات و نقاط كور ذهنی ما در آن موقع این بود كه اصلا چنین تلقی‎ای نداشتیم و در این راستا باید گفت كه ادعایی كه آقای موسوی درباره خود دارد، در زمان دوم خرداد علیه كاندیدای اصولگرا به بدترین شكل انجام شد و اصولگرایان سكوت كردند و به رأی مردم احترام گذاشتند. سوال خیلی بزرگ اینجاست كه چطور آنها به رأی مردم احترام نمی‎گذارند و چنین غیرمدنی برخورد می‎كنند؟

شما با آقای موسوی دیداری هم داشتید؟

فقط پارسال در مجمع تشخیص مصلحت نظام، زمانی كه برای قانون انتخابات یكی ـ دو بار رفته بودم با آقای موسوی دیدار داشتم، ولی قبل از انتخابات با برخی افراد كه مرتبط با آقای موسوی بودند، صحبت و به سوالات آنها درباره نظارت سازمان بازرسی پاسخ گفته بودم، همچنین در آن زمان به آنها این توصیه را نیز كرده بودم كه آقای موسوی دارای سوابق انقلابی است، ولی برخی از افرادی كه از ایشان حمایت می‎كنند خطشان با آقای موسوی نمیخواند و آقای موسوی نیز دو ـ سه بار پیغام یا تلفنی راجع به شرایط انتخابات سوال كرده بودند كه بنده گفتم نظارت‎ها برابر قانون و روند انتخابات صورت می‎گیرد.

آیا پس از انتخابات با آقای موسوی صحبتی هم داشتید؟

بله، روز بیست و چهارم خرداد زمانی كه آقای احمدی‎نژاد در میدان ولیعصر برنامه داشت، زمانی كه جمعیت از میدان ولیعصر بازمی‎گشت و بنده نیز از ساختمان سازمان بازرسی در خیابان طالقانی جمعیت را نظاره میكردم، دیدم كه از دور دود آتش بلند شده است.

در این رابطه از همكارانم سوال كردم كه گفتند بین طرفداران آقای موسوی و پلیس درگیری شده و چند اتوبوس آتش گرفته است، در دو - سه نقطه دیگر تهران نیز اتفاقاتی رخ داده و در چند نقطه دیگر كشور نیز این اتفاقات به‎وقوع پیوسته است. در این زمان بنده تلفنی با آقای موسوی صحبت كردم و به ایشان گفتم كه در حال حاضر بنده دود آتش را در خیابان می‎بینم و این علائم خطر است و اتفاقاتی در كشور در حال رخ دادن است كه به نام شما خواهد بود و شما نمی‎توانید خود را مبرا كنید.

بنده هم چون تجربه امنیتی دارم، فوقالعاده نگران هستم و بهتر این است كه این صحنه را تغییر دهید، زیرا با این روش به جایی نمی‎رسید، همچنین به آقای موسوی توصیه كردم اگر موردی است از طریق مجاری قانونی پیگیری و شكایت كند. كه متأسفانه در درگیری فردای آن روز نیز چند نفر كشته شدند كه بنده روز پنجشنبه نامه‎ای برای ایشان نوشتم و در آن نامه این نكته را نیز دوباره یادآوری كردم.

در زمان انتخابات سازمان بازرسی به صدا و سیما تذكر داد و تذكر سازمان بازرسی این شائبه را ایجاد كرد كه سازمان از كاندیدایی خاص حمایت می‎كند، در این خصوص نظرتان چیست؟

كسی كه در رأس قدرت اجرایی قرار دارد، طبیعی است كه از امكانات بیشتری می‎تواند استفاده كند و در این جهت مخاطب تذكرات ما دستگاه‎های دولتی بود و البته از سوی دیگر به سایت‎های جناح مقابل كه رعایت نمی‎كردند نیز تذكراتی دادیم.

نامه شما حاوی نكته‎ای بود كه اگر آقای موسوی شكایتی دارد باید به قوه قضاییه مراجعه كند، چرا آنها از هیچ‎كدام از این روش‎ها استفاده نكردند؟

یك تلقی اشتباهی برای آنها ایجاد شد و آن تلقی هر روز بزرگتر می‎شد. دشمنان هم بر آن دمیدند و عده‎ای نیز با فتنه‎گری سبب گسترش آن شدند. به نظرم این آقایان در دام فتنه‎ها گرفتار شدند و فضا را در اختیار فتنه‎گران گذاشتند و در مواردی نیز با آنان همراهی كردند.

دلایل سكوتتان در ماه‎های گذشته چه بود؟

چون بنده در گذشته مسئولیت برگزاری انتخابات كشور را داشتم، اگر می‎خواستم در این زمینه اظهار نظری كنم، آسیب‎زا بود، زیرا اگر در سخنان خود ١٠ نكته مثبت را بیان و نكته‎ای منفی را نیز طرح می‎كردم، شاید عده‎ای با برجسته‎سازی نكته منفی، سبب ایجاد ابهام در جامعه می‎شدند؛ از این رو سكوت كردم.

ولی اینكه آقای احمدی‎نژاد رأی اكثریت قاطع را آورده، واقعیتی انكارناپذیر است و واقعا طرح مسأله تقلب در انتخابات اتهامی ناروا بود كه در این رابطه چندین مرتبه سخنرانی كردم ولی وارد جزییات نشدم و از طرفی به دلیل مسئولیت در سازمان بازرسی و حیثیت قضایی، ناچار از رعایت و احتیاط بیشتر از اظهار نظرها و قضاوت‎ها هستم.

سازمان بازرسی كل كشور گزارشی درباره بازداشتگاه كهریزك تهیه كرده بود، لطفا كمی هم در این زمینه توضیح دهید؟

سازمان بازرسی از دو سال قبل نسبت به رفتاری كه در بازداشتگاه كهریزك صورت می‎گرفت، گزارش‎هایی را دریافت كرده بود، نسبت به این موضوع حساسیت خود را هم نشان داده بود و قصد بازرسی از آن را داشت كه با موانعی از جانب مسئولین مربوطه رو به رو شده بود. به هر حال، این موضوع به تعویق افتاد تا اینكه در حوادث بعد از انتخابات، برخی اخبار به دست ما رسید و در جلساتی كه ما در قوه قضاییه داشتیم و بنده، دادستان كل كشور و معاون اول رئیس قوه قضاییه نیز حضور داشتیم، دو خبر در مورد برخی بازداشتی‎هایی كه به كهریزك برده شده‎اند را طرح كردیم و آقای محسنی‎اژه‎ای، وزیر اطلاعات وقت از مسئولان خواهش كرد كه با توجه به سوابق بازداشتگاه كهریزك، لطفا كسی به آنجا اعزام نشود.

آقای مرتضوی هم در جلسه حضور داشت؟

آقای مرتضوی یكی، دو جلسه حضور داشت، ولی در آن جلسه در خاطرم نیست كه حضور داشته باشند. ولی در دو، سه جلسه‎ای كه حضور داشت، به ایشان تأكید كردیم كه پرونده‎ها زودتر تشكیل و كسانی كه می‎توانند آزاد شوند، زودتر آزاد شوند و تعیین تكلیف متهمین نیز در اسرع وقت صورت گیرد. بعد از این قضایا ما مصر شدیم كه از بازداشتگاه كهریزك بازرسی كنیم و چون خبر فوت یكی از بازداشتی‎ها به ما رسیده بود، با حضور در پزشكی قانونی، مشخص شد فردی فوت كرده است. از این رو از آیت‎الله هاشمی شاهرودی درخواست بازرسی ویژه كردیم و سرانجام رفتیم و گزارشی از اتفاقات آنجا تهیه كردیم.

در این بازداشتگاه گاه حتی با بازداشتی‎های مواد مخدر و اراذل و اوباش نیز برخوردهای بدی صورت گرفته بود. هیأتی كه از شورای عالی امنیت ملی گزارشی را به مقام معظم رهبری ارایه كرد، سبب شد كه ایشان سریع دستور تعطیلی بازداشتگاه را صادر كنند و اگر اقدام حضرت آقا نبود، دیگر تحركات موجب تعطیلی بازداشتگاه نمی‎شد، چون به هر حال برخی می‎گفتند این بازداشتگاه برای اشرار نیاز است و ما در پایان گزارش خود را به دادسرای انتظامی قضات و سازمان قضایی نیروهای مسلح ارسال كردیم.

اطلاعاتی از روند رسیدگی به دو پرونده فوق دارید؟

هر دو پرونده در حال پیگیری است و شعب مربوطه فعال هستند و ظاهرا پرونده سازمان قضایی نیروهای مسلح جلوتر از پرونده دادسرای انتظامی قضات است.

 



ادامه مطلب


جشنواره فجر

 

اختتامیه بیست‌و هشتمین جشنواره فیلم فجر، پرحاشیه‌ترین مراسم سینمایی در سال‌های اخیر بود.

 

شامگاه ۱۴ بهمن ماه؛ از همان ورودی برج میلاد در بزرگراه «همت»، ازدحام جمعیت آغاز شد. به طوری كه كارت‌های مراسم حتی تا قیمت چهل هزار تومان در آن منطقه به فروش می‌رسید و حتی شخصی در حالی كه پاكتی پر از كارت به همراه داشت، آشكار آن‌ها را می‌فروخت.



برای ورود به مركز همایش‌های برج میلاد هم برخلاف ۱۰ روز گذشته هیچ كنترلی صورت نمی‌گرفت و همه، حتی آن‌هایی كه كارت به همراه نداشتند، به راحتی می‌توانستند وارد این مجموعه شوند.


در حالی كه هنوز درب‌های سالن اصلی بسته بود، اما تعداد زیادی با هجومی كه آورده بودند به داخل سالن رفتند. در این میان برخورد ماموران حراست هم قابل تامل بود چرا كه ضرب و شتم تعدادی از مهمانان و خبرنگاران را درپی داشت.



با باز شدن درب سالن و هجوم دیگر افرادی كه بیرون بودند، جمعیت زیادی وارد سالن شدند و تعداد زیادی هم ایستاده به انتظار شروع مراسم ماندند.



خبرنگاران هم كه معمولا در مراسم‌های دیگر جایی به آن‌ها اختصاص داده می‌شود، هیچ جایی در این مراسم نداشتند و همه‌ی آنها به نشانه‌ی اعتراض به همراه عكاسان در بیرون از سالن تجمع كردند و علی‌رغم پی‌گیری‌هایی كه صورت گرفت، اما هیچ مسؤولی پاسخگو نبود تا این‌كه بعد از یك ساعت از گذشت مراسم مسعود شاهی دبیر جشنواره به میان خبرنگاران معترض آمد و از آنان عذرخواهی كرد. اما باز چاره‌ای برای حضور آنان در سالن پیدا نكرد و گفت: من هم در كنار شما خواهم ماند كه بعد از گذشت دقایقی به اتفاق مجید شاه‌حسینی مدیرعامل سابق فارابی به سالن بازگشت.



در سالن انتظار مراسم بصورت زنده پخش می‌شد و تعداد زیادی هم كه از آن طریق شاهد مراسم بودند به انتخاب‌ها عكس‌العمل نشان می‌دادند و بعضا گزینه‌ی مورد نظرشان را تشویق می‌كردند.



حتی بعضی از كاندیداهای مراسم مانند مهدی نادری، تورج اصلانی و افراد دیگری چون محمد زرین‌دست و قاسم قلی‌پور از این طریق پیگیر مراسم بودند.



حبیب ایل‌بیگی مدیر روابط عمومی جشنواره هم با گذشت دو ساعت از شروع مراسم به میان خبرنگاران و عكاسان آمد و از اتفاقات پیش آمده عذرخواهی كرد و تا پایان مراسم در كنار آنها باقی ماند و اعلام كرد: همچون برنامه‌های گذشته مكانی برای استقرار خبرنگاران در سالن در نظر گرفته شده بود، اما مورد قبول قرار نگرفت.



بعد از پایان مراسم و خروج حاضران از سالن افراد زیادی مشاهده می‌شدند كه به نظر نسبتی با این‌گونه مراسم‌ها نداشتند و تعداد زیادی هم به دنبال گرفتن عكس یادگاری با معدود چهره‌های حاضر بودند.



منوچهر محمدی، همایون اسعدیان، مجتبی راعی و هنرمندان دیگری كه حتی از برگزیدگان مراسم بودند به نحوه‌ی برپایی آن اعتراض داشتند و معتقد بودند این اختتامیه یكی از بی‌نظم‌ترین مراسم‌های سال‌های اخیر بوده است.



علی معلم هم كه اجرای مراسم را بر عهده داشته است، در لحظات پایانی مراسم به پشت در ماندن خبرنگاران اشاره‌ای داشت.


● تكرار برگزیدگان


«به رنگ ارغوان» به كارگردانی ابراهیم حاتمی‌كیا سیمرغ بهترین فیلم، بهترین كارگردانی و سیمرغ مردمی بیست‌و هشتمین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر را دریافت كرد.



در این مراسم كه شامگاه امروز ـ ۱۴ بهمن ماه ـ در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد و تا پایان مراسم خبرنگاران به دلیل نداشتن جایگاه نتوانستند به سالن بروند، سیمرغ‌ها و دیپلم‌های افتخار جشنواره‌ی فیلم فجر به برگزیدگان اهدا شد.



هیات داوران بخش نقش خیال - مسابقه آثار پویانمایی به روی صحنه آمدند و پس از اعلام نامزدها توسط مجری، این گروه از داوران جوایز خود را به این شرح اعلام کردند:



جایزه سیمرغ بلورین بخش مسابقه آثار پویانمایی به «شهر خاموش» ساخته امیر مهران



افتخار این بخش به اثر «نوازنده» ساخته کیانوش عابدی


سعید توکلیان، امیرمحمد دهستانی و رضا تقدسی داوران این بخش از جشنواره بودند.



در ادامه مراسم هیات داوران بخش چشم واقعیت به دعوت مجری به روی صحنه آمدند.



این داوران شامل مهدی همایونفر، حبیب احمدزاده، سعید صادقی و رضا برجی جوایز خود را به این شرح اعلام کردند:



سیمرغ بلورین بهترین مستند بلند به فیما امامی و رضا دریانوش کارگردانان فیلم «جای خالی آقا یا خانم «ب»



سیمرغ بلورین بهترین مستند کوتاه و نیمه بلند به رضا فرهمند کارگردان فیلم «اتاق صعود».



دیپلم افتخار این بخش به فتح‌اله امیری کارگردان فیلم «زندگی در کسوف».



دیپلم افتخار دیگر این بخش به سیدحامد نوبری کارگردان فیلم «فقط کمی نور».



در ادامه مراسم چند قطعه موسیقی توسط علیرضا قربانی بصورت زنده اجرا شد و سپس هیات داوران بخش ویدئو سینما به روی صحنه آمدند.



هیات داوران این بخش (مسابقه آثار ویدئویی) شامل مهناز مظاهری، قاسم قلی‌پور، محمدرضا اعلامی،جهانگیر الماسی و حبیب‌اله بهمنی جوایز خود را به این شرح اعلام کردند:



در بخش مسابقه آثار ویدئویی بلند دو دیپلم افتخار به احسان عبدی‌پور کارگردان فیلم افسانه ۹۸ و امین فرج‌پور نویسنده فیلمنامه «دویدن در میان ابرها» اهداء شد.



در بخش مسابقه آثار ویدئویی کوتاه نیز یک سیمرغ بلورین به فرشید اخلاقی‌پور کارگردان فیلم «تالار عروسی بوف کور» اهداء شد و یک دیپلم افتخار به طوفان نهان قدرتی نویسنده و کارگردان فیلم «ترانه‌ای برای لوبا» اختصاص یافت.



هم‌چنین جوایز بخش نگاه نو - مسابقه فیلمهای اول و دوم در ادامه اهدا شد:



در بخش مسابقه فیلمهای اول و دوم ۴ دیپلم افتخار اهداء شد.



دیپلم افتخار بهترین نویسنده به جلیل سامان برای فیلم «زندگی».



دیپلم افتخار بهترین نویسنده به احمد کاوری و داود امیریان برای فیلم «نفوذی».



دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری به تورج اصلانی برای فیلمهای «زمزمه با باد» و «بدرود بغداد».



دیپلم افتخار بازیگر نقش اول به رضا خدادبیگی برای فیلم «زندگی».



همچنین در بخش بهترین کارگردانی یک دیپلم افتخار به احمد کاوری و مهدی فیوضی برای فیلم «نفوذی» اهداء شد و سیمرغ بلورین این بخش از جشنواره به بهرام توکلی کارگردان فیلم «پرسه در مه» رسید.



در ادامه جایزه ویژه هیات داوران به فیلم «زندگی» به تهیه‌کنندگی همایون رضا عطاردی اهداء شد و دبیرخانه جشنواره از فیلم «راز دشت تاران» به کارگردانی هاتف علیمردانی و محمد لطفعلی به خاطر بهره‌گیری خاص از جلوه‌های ویژه اهداء کرد.



همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول و دوم به فیلم «نفوذی» به تهیه‌کنندگی جمال شورجه و حسن علیمردانی اختصاص یافت.



در ادامه مراسم سیروس الوند کارگردان سینما به دعوت مجری مراسم به روی صحنه آمد.



الوند جایزه ویژه‌ای را از سوی جشنواره فیلم فجر به همسر نادر ابراهیمی نویسنده فقید اهداء کرد.


در ادامه مراسم جوایز بخشهای چهره‌پردازی و جلوه‌های ویژه و طراحی لباس و صحنه اهداء شد.



مجری مراسم از داوران این بخش دعوت کرد تا روی صحنه حضور یابند و همچنین جواد شمقدری و مهدی مسعودشاهی نیز برای اهداء این جوایز روی صحنه آمدند.



ابوالقاسم طالبی، اسفندیار شهیدی، دکتر ابراهیم فیاض، محسن علی اکبری و سیدناصر هاشم‌زاده به روی صحنه آمدند و جوایز این بخش را به این شرح اعلام کردند:



سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی به سعید ملکان برای فیلم ملک سلیمان اختصاص یافت و در بخش جلوه‌های ویژه دو سیمرغ بلورین به شرح ذیل اهداء شد:



سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه میدانی به محسن روزبهانی برای فیلم «شب‌واقعه»



سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به هدیش بیگدلی شاملو برای فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» و سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به لئولو برای فیلم «ملک سلیمان».


در ادامه سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس و صحنه به عباس بلوندی برای فیلم «شب واقعه» اهداء شد.



در ادامه مراسم هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران جوایز بخش‌های صدای فیلم و موسیقی جشنواره فیلم فجر را اهداء کردند.



در بخش صدای فیلم سه سیمرغ بلورین به این شرح اهداء شد:



سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری به وحید مقدسی برای فیلم «بیداری رویاها»



سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری به سیدعلیرضا علیدی برای فیلم «آل»



سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری به «کیسون چانگ» برای فیلم «ملک سلیمان»



همچنین در بخش موسیقی دو سیمرغ بلورین به ترتیب به بهزاد عبدی برای فیلم «آل» و چان کونگ وین برای فیلم «ملک سلیمان» اختصاص یافت.


در ادامه مراسم با حضور هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران جوایز بازیگران نقش مکمل به برگزیدگان اهداء شد.


سیمرغ بلورین بهترین بازیگر بخش مکمل مرد به مهدی فقیه برای فیلم «ملک سلیمان» اهداء شد. در این بخش ۵ بازیگر نامزد دریافت جایزه بودند.


همچنین سیمرغ بلورین بهترین نقش مکمل زن به شیرین یزدان‌بخش برای بازی در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» اهداء شد.



در ادامه نیز سیمرغ بلورین بهترین تدوین به حسین غضنفری برای فیلم «شب‌واقعه» اهداء شد و همچنین سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری به حسن کریمی برای فیلم «به‌رنگ ارغوان» اختصاص یافت.



در ادامه مراسم با حضور هیات داوران سیمرغ‌های بلورین بهترین بازیگران نقش اول مرد و زن و فیلمبرداری به برگزیدگان اهداء شد.



در این بخش جواد شمقدری از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و علی نصیریان برای اهداء جوایز دعوت به‌عمل آورد.



دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد به هدایت هاشمی برای فیلم «لطفا مزاحم نشوید اهداء شد و سیمرغ بلورین این بخش به محسن طنابنده برای بازی در دو فیلم سنگ اول و هفت دقیقه تا پاییز اختصاص یافت.



دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن به مریلا زارعی برای فیلم کیفر رسید و سیمرغ بلورین این بخش به نگار جواهریان برای فیلم طلا و مس اهداء شد.



در بخش فیلمنامه دو جایزه به این شرح اهداء شد:



سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی به مصطفی رستگاری برای فیلم چهل سالگی



سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به همایون شهنواز و شهرام اسدی برای فیلم شب واقعه



در بخش كارگردانی نیز ابراهیم حاتمی‌كیا سیمرغ بلورین بهترین كارگردانی را دریافت كرد و در این بخش به علیرضا امینی، همایون اسعدیان، علیرضا رییسیان دیپلم افتخار دادند.



سپس فیلم «به رنگ ارغوان» به تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان از سوی هیات داوری سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره را گرفت.



ساداتیان در هنگام دریافت جایزه از تلاشهای شمقدری برای نمایش این فیلم تقدیر کرد.



در ادامه مراسم در بخش جوایز ویژه از نگاه ملی، سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی (ایرانی اسلامی) به فیلم «عصر روز دهم» به تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی اهداء شد.



پلاک زرین این بخش نیز به فیلم «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی اهداء شد.



در هنگام اهدای جوایز بخش نگاه ملی همچنین یکی از سرداران دوران دفاع مقدس حضور داشت.



و سیمرغ مردمی نیز با ۶۸ درصد آرای مثبت به فیلم «به رنگ ارغوان» اهدا شد.

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

 

مهارتهای افزایش خلاقیت

 


خلاقيت از ابزارهاي مهم توفيق در ابعاد حرفه اي و فردي محسوب مي شود. اين حوزه همواره بسياري از انديشمندان را مجذوب خود ساخته است. يك فكر جديد و خلاقانه قدرت چشمگيري داشته و حقيقتاً زندگي و رفتار مردم را تحت الشعاع قرار مي دهد. واقعيت اين است كه همهء ما خواهان آنيم كه چه در سطح كلان و يا در سطح حل مسائل روزمره خلاقانه عمل كنيم. هيچكس دوست ندارد دستخوش سرزدگي و ياس شده و يا اينكه موانعي بر سر راهش ظاهر شود.

 


به طور كلي چهار مهارت در حوزهء افزايش خلاقيت كليدي قلمداد مي شود. به نظر رابرت آپستاين استاد مدعو دانشگاه كاليفرنيا در سن ديگو، اولين مهارت "ثبت" يا Capturing است. ثبت ايده ها به محض خطور به ذهن يك فعاليت اساسي است و مي بايد صرف نظر از حس يا قضاوتي كه نسبت به افكاري كه به ذهنمان مي رسد آنها را ثبت نماييم. برخي از افراد هر روز صبح مسائلي را كه در ذهنشان است يادداشت مي كنند. برنده جايزهء نوبل آتو لووي ايدهء معروفش در زمينه بيولوژي سلولي را در خواب ديده بود، وي از خواب پريد و ايده را بر روي ورق كاغذي نوشت و دوباره به خواب رفت. روز بعد متوجه شد كه نه يادداشتش خواناست و نه اينكه آن ايده را به ياد مي ياورد. شب بعد همان ايده دوباره به هنگام خواب به ذهنش خطور كرد. اين بار وي تكنيك بهتري را براي ثبت فكرش بكار گرفت: لباس هايش را پوشيد و به آزمايشگاه رفت تا آن را پياده سازي كند.

 


دومين مهارت به "چالش كشيدن" يا Challenging است بدين نحو كه مسائل مشكل و پيچيده اي را پيش روي خود مي گذاريد. در شرايط سخت رفتارهاي چندگانه به رقابت با يكديگر كشيده مي شوند و تعامل بين اين رفتارها منجر به بروز ايده ها و رفتارهاي جديد مي شود.

 


سومين مهارت "گسترش" يا Broadening مي باشد. هر قدر حوزهء دانايي شما گسترده تر باشد، ارتباطات جالب تري بين حوزهء هاي دانشي شما برقرار مي گردد. بدين ترتيب با فراگيري موضوعات جديد مي توانيد خلاقيت خود را تقويت كنيد.

 


چهارمين مهارت "محيط" يا Surrounding بدين مهم اشاره دارد كه چگونه محيط هاي اجتماعي و فيزيكي خويش را مديريت مي نماييد. هر قدر محيط شما متنوع تر باشد، ايده هاي شما شكل جالب تري به خود مي گيرند.

 


برخي اوقات سفرهاي كوتاه مدت هفتگي و يا پياده روي در عرض روز مي تواند به تركيب عقايد و تعمق در مورد مسائل كمك كند. بدين اوصاف، براي نيل به خلاقيت بايد در مورد آن كار كرد و حقيقتاً خلاقيت چيزي نيست كه به خودي خود و بدون زحمت حاصل شود. به طور كلي افراد خلاق، افراد بهره ور و فعالي هستند. بسياري از افكار و ايده هاي اين افراد ممكن است هيچوقت عملي نشوند، اما نكته اينجاست كه اينان ايده هاي بسياري در ذهن دارند كه با بكارگيري ديسيپلين و انضباط فردي به زايش آنها كمك مي كنند. افرادي كه قصد دارند خلاقانه عمل كنند بايد اين واقعيت را بپذيرند كه در بسياري از موارد ممكن است ايده هايشان يا درك نشود و يا اينكه مورد پذيرش قرار نگيرد. به همين خاطر افراد خلاق نبايد در مواجهه با شكست هاي موردي عقب نشيني كرده و يا دلسرد شوند. در واقع هر شكست مي تواند زمينه ساز فرصت هاي بعدي باشد چرا كه فرد ميتواند از خود در مورد علل آن جويا شده و راهكارهاي جديدي را در چالشي كه با آن مواجه مي شود، بكار بندد. واقعيت اين است كه شكست مي تواند يكي از انگيزه هاي قوي براي خلاقيت باشد.

 


از ديگر موارد مهم در حوزهء زايش افكار جديد اين است كه خلاقيت در صرف ارائهء ايده هاي جديد خلاصه نمي شود بلكه بايد اين ايده ها را ارزيابي كرد، مرتب كرد، ساماندهي، آزمايش و ارزيابي كرد و به همين خاطر است كه خلاقيت فرايندي پيچيده محسوب مي شود. با اين حال و همانگونه كه رفت، هر ايده اي ارزش ثبت شدن را دارد و نبايد به خاطر ترس از انتقاد از آنها صرف نظر كرد.

 


برخي از مشاهير به هنگام خواب و يا استراحت ايده هاي خلاقانه را مي پروراندند. به طور مثال سالوادور دالي نقاش مشهور سورئاليست به بسياري از ايده هاي نقاشي خود به هنگام چرت هاي روزانه اش دست مي يافت. وي كه در يك مبل لم مي داد قاشقي در دست مي گرفت و بشقابي را زير آن قرار مي داد. درست وقتي كه به خواب مي رفت قاشق از دستش به داخل بشقاب مي افتاد و از صدايش بيدار مي شد و بلافاصله قلم و كاغذ را براي نقاشي اشكالي كه در وضع نيمه خواب ديده بود از زمين بر مي داشت و نقاشي مي كرد. توماس اديسون نيز از تكنيك مشابهي استفاده مي كرد و ايده هايي را كه در نيمه بيداري به ذهنش خطور مي كرد يادداشت مي كرد. اين وضعيت خطور عقايد به هنگام خواب را وضعيت Hypnagogic مي نامند كه اكثر ما تجربه مي كنيم ولي بدان توجه نداريم. واقعيت اين است كه همهء افراد توان خلاقانه فكر كردن را دارند. تنها تصور كنيد كه اگر اين افراد توانمندي را محقق كنند چه خدمتي به خود و جهان اطراف خود خواهند كرد!

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

 

چشمه هفت رنگ مُجن از توابع شهرستان شاهرود که در نوع خود كم نظیر است از نوع چشمه های گوگردی است که در ۲۵ کیلومتری شمال شاهرود در میان شکاف دره های دامنه قله ۴۰۰۰ متری شاهوار واقع شده که این دره در ادامه به دو دره کوچکتر تقسیم می شود .

 

 

در یکی از این دره های آب سفید چشمه جاری است که آشامیدنی است و در دره ی دیگر چشمه های رنگی قرار دارد این چشمه های رنگی در جداره و کف رودخانه تابلوهای نقاشی زیبایی را خلق می کند که چشمان هر بیننده ای را محسور زیبایی خود می نماید .

 

 

 

چشمه هفت رنگ مجن

 

 

 

قبل از رسیدن به این چشمه های معدنی بوی خاصی در منطقه به مشام می رسد . از یکی از این چشمه ها که از کانسارهای گوگردی عبور می کند از فاصله ای دور بوی گوگرد حس می شود . از آنجایی که بسیاری از مواد معدنی از خود گاز و بخار هایی ساطع می کنند می توان با آزمایشات نوع آنها را تشخیص داد و به کمک آنها مواد معدنی اصلی را شناسایی کرد .

 

 

 

در اطراف ، چشمه هایی در حال جوششند که دارای مواد معدنی جیوه دار بوده و از آنها بخار جیوه بلند می شود که به آسانی قابل تشخیص است . سرانجام آب این چشمه ها با رنگ های گوناگون در مسیر خود با هم ترکیب شده و تقریباً آب صابون مانندی را تشکیل می دهند و با آب سفید چشمه تلاقی یافته که هر چقدر از محل دورتر می شوند رنگ آنها به سفیدی گراییده تا جایی که جهت استفاده کشاورزی در منطقه گرآب (گرو) اثری از رنگ و بوی آن یافت نمی شود.

 

 

 

چشمه هفت رنگ مجن

 

 

 

آب گوگردی این چشمه ها خاصیت دارویی دارد و در قدیم اهالی منطقه جهت بیماری های پوستی و استخوانی از آب این چشمه ها جهت درمان استفاده می نمودند .

 

 

علی ایحال یكی از اهداف در توسعه گردشگری بخش آب درمانی است كه در بیشتر كشورهای جهان دراین بخش سرمایه گذاری کلان صورت گرفته و بازدهی قابل توجه ای داشته است . و از این منظر و با توجه به اینکه این چشمه در موقعیت مناسبی بین استان های سمنان و گلستان واقع شده و در کنار یکی از مسیرهای صعود کوهنوردان به قله شاهوار می باشد می بایست جهت مشکل جاده دسترسی ، سرویس بهداشتی و امكانات رفاهی منطقه فرحزاد و چشمه هفت رنگ مجن نسبت به سرمایه گذاری ، تسریع تا با توسعه گردشگری آن و با واگذاری زمین و احداث استخر تفریحی ، استخر فیزیوتراپی، كانال عروقی، وان عروقی ، استنشاق درمانی انفرادی و عمومی، گِل درمانی ، دوش درمانی ، سونای خشك ، پرتودرمانی، اشعه یووی ، مطب پزشك عمومی ، پزشك تخصصی پوست و پزشك ریوی ، مجتمع آب درمانی آقایان و بانوان ، مجتمع ورزشی روباز به عنوان یکی از بهترین چشمه های آب درمانی کشور و یک جاذبه درمانی - ورزشی به جایگاه واقعی خود نائل شود.

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

کنترل اشتها

ما تا کنون توصیه های تغذیه ای ضد و نقیضی شنیده ایم. اما بهتر است که این حقیقیت را نیز فراموش نکنیم که ما بیش از اندازه می خوریم. پس طبیعی است که چاق شویم.

تقریبا 2/3 از امریکاییان دچار اضافه وزن و چاقی هستند و متوسط وزن مردان و زنان در حال حاضر حدود 8 کیلو بیشتر از دهه 1970 می باشد. در حالیکه در این مدت هیچ تغییری در بخش گرسنگی مغز (هیپوتالاموس) رخ نداده است! مسلما راه های موثری برای کنترل اشتها وجود دارد که در ادامه به 4 روش موثر اشاره می کنیم.

* میزان گرسنگی خود را ارزیابی و درجه بندی کنید. قبل از این که بدون فکر چیزی درون دهان خود بگذارید بهتر است که گرسنگی خود را با مقیاسی بین 1 تا 5 طبقه بندی کنید. عدد 5 متعلق به گرسنگی کاذب و یا غیر آزاردهنده است و عدد 1 مربوط به گرسنگی واقعی است. اگر درجه گرسنگی شما عددی بین 4 تا 5 باشد ،بدانید که این گرسنگی کاذب اصلا مطابق با نیاز بدن شما نیست و بهتر است که عامل تحریک اشتها و گرسنگی را کشف کنید. در اغلب مواقع استرس و بی حوصلگی عامل اصلی تحریک اشتها است . بهترین عمل در این مواقع انجام فعالیتی لذت بخش است که گرسنگی کاذب شما را دفع کند.

چاقی


* از خوردن بدون تامل و فکر بپرهیزید. اغلب مواقع ما بدون در نظر گرفتن حجم غذای مصرفی و میزان نیاز بدن شروع به خوردن می کنیم و تنها زمانی دست از غذا می کشیم که واقعا معده ما پر شده باشد. در حالی که باید به این نکته توجه داشته باشیم که گاهی حجم کمی از غذا مقدار کالری مورد نیاز بدن ما را تامین کند و این اصلا ربطی به حجم معده و دستگاه گوارش ما ندارد. بهتر است که حجم دستگاه گوارش را با میزان کالری مورد نیاز بدن تطابق دهید و نه برعکس!

* در مورد محرک ها هوشیار باشید. در بسیاری از مواقع بدون اینکه بدن نیاز واقعی به غذا داشته باشد ما می خوریم و این امری ا جتناب ناپذیر است که با مشاهده انواع بسته های رنگارنگ خوراکی مقاومت کنیم. هر چه قدر ما غذا بخوریم مغز شروع به تولید دوپامین (هورمون رضایت بخش بعد از خوردن غذا)می کند و بدن به مرور زمان بیشتر پای بند این غریزه می شود.با گذر زمان تنها مشاهده و بوی غذا سبب تحریک اشتها می شود و مغز را آماده تولید دوپامین می کند. بهتر است که غذاهای کمتر پردازش شده که حاوی چربی، شکر و نمک کمتر است مصرف کنید . از قرار گرفتن در شرایط تحریک زا اجتناب کنید.

اشتها


* غذاهای حجیم و کم کالری مصرف کنید. متاسفانه بیشتر افراد به مقدار کالری موجود در غذا اطمینان ندارند و تا آنجا می خورند که لبریز و به اصطلاح سیر شوند. تغییر در چنین عادتی کمی سخت به نظر می رسد مگر این که غذاهایی را انتخاب کنید که حاوی آب زیاد باشد مثل میوه جات ، سبزیجات و سوپ. این غذاها معده را پر کرده در حالیکه کالری چندان زیادی ندارند و بعلاوه حاوی مواد مورد نیاز و مفید بدن هستند.




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : cisv

مطالب زیادی در مورد اعمالی که در دوران بارداری( بارداری،زایمان وحاملگی)باید انجام داد در روایات آمده است که به مختصری از آنها اشاره می‌کنیم:

1.روزانه 140 صلوات بفرستید

تسبیح

2.در کل دوران بارداری یک ختم قرآن به نیت سلامتی امام زمان(ع)

3.تا پیش از چهار ماهگی قبل از هر نزدیکی زن و شوهر, آیه 87 سوره‌ی انبیاء یعنی «و ذالنون ...» را بخوانند.

4.از ماه چهارم به بعد در حالی که هردو رو به قبله‌اند, آیت‌الکرسی بخوانند.

5.در هر ماه شوهر دست بر پهلوی راست همسرش بگذارد و هفت بار انا انزلناه را بخواند.

6.زن باردار هر روز 70 استغفار کند.

توصیه‌های زیر نیز می‌‌توانند مفید باشند:

بخش اول : توصیه های ایام بارداری :

الف - توصیه های عبادی :


1- مادر دائماً با طهارت و حتی المقدور رو به قبله باشد، و از گفتار بی مورد پرهیز نماید.استغفار و توجه قلبی و دائمی به خداوند متعال در طهارت قلب و روح فرزند مؤثر است.

2- مداومت به قرائت قرآن در ایام بارداری.

3- انجام واجبات دینی به ویژه نماز در اول وقت مواظبت گردد. نوافل و نماز شب، حتی قضاء آن حتی المقدور به جا آورده شود.

4- روزانه صدقه به فقراء داده شود. و ثواب آن هدیه به مادر حضرت ولی عصر (عج)حضرت نرگس خاتون اهدا گردد.

5- شرکت در مجالس اهل بیت (علیه السلام) و فرستادن صلوات در طول روز.

6- سوره مبارکه "یس" در هر روز و سوره "واقعه"، سورة "توحید" حداقل 10مرتبه، در شبها قرائت شود. شبهای جمعه سوره "ص" خوانده شود.

7- انجام غسل های مستحبی، مخصوصاً غسل جمعه فراموش نشود.

8- جنین از پنج ماهگی قادر است صداها را بشنود. به همین علت، به خصوص، بعد از 5 ماهگی، قرائت قرآن اثر بسزایی در طفل دارد.

قران خواندن

ب ـ توصیه های غذایی :

1- در حلیت و طهارت غذ و آشامیدنیها دقت لازم مبذول شود و از هر گونه غذای شبهه ناک پرهیز شود.

2- خوردن شیر، حداقل روزی یک لیتر. در احادیثی از امام حسن (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) بر این امر تاکید فراوان شده است.

3- استفاده از کندر خوراکی بسیار مفید است.

4- میوه های فصل مرتب و زیاد میل شود.

5- خوردن خرم در استحکام بدن کودک بسیار مؤثر است، البته خوردن میوه های آبدار مانند هندوانه جهت تعدیل گرمای آن توصیه می شود.

6- استفاده از شنبلیله خام خصوصاً از ماه پنجم به بعد برای سلامت موی بدن نوزاد مؤثر است.

7- آب انگور، سیب، به و انار شیرین، سلامت جسمی، روحی و عقلی کودک را به همراه می آورد.

8- به طور کلی مادر نیازمند گروه های غذایی چهارگانه در روز به میزان مناسب می باشد. گروه نان و غلات - گروه میوه ها و سبزیجات - گروه قند های ساده و چربی.

بخش دوم : توصیه های پس از تولد:

الف - توصیه های عبادی :

1- پس از تولد بچه را غسل داده، در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه بخوانید. و با تربت امام حسین (علیه السلام) که در آب فرات و یا آب شیرین حل شده، کام طفل را بگشایید.

2- سعی شود با وضو به طفل شیر داده شود.

3- از ماه های اول تولد، در مواقع مناسب، پدر و مادر با صدای بلند قرآن قرائت نمایند، و یا اینکه نوار های ترتیل با صدایی آرام و دلنشین برای نوزاد پخش شود. قابل توجه است که لازم نیست نوزاد بیدار باشد.

ب - توصیه های غذایی:

1- تغذیه مادر جهت افزایش شیر باید کاملا مورد توجه قرار گیرد.

2- تغذیه کودک با توجه به کارشناسی تغذیه باید مورد توجه قرار گیرد. "



ادامه مطلب
رپورتاژ
لیست قیمت اجاره خودرو
فال حافظ
خرید اینترنتی دستگاه تصفیه آب خانگی
خرید دستگاه تصفیه آب خانگی
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
چرا مردم به تور کیش دبی مالزی و تایلند روی آوردند
استفاده از میز و صندلی های استاندارد در تالار عروسی
معرفی بهترین سایت های خرید بلیط های چارتری
بهترین راه برای انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری ایران در شهرهای کرمانشاه تبریز و تورهای نوروزی 96 اروپا روسیه
اتوبار تهران با نامی آشنا
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
معرفی مونو پمپ
درج آگهی رایگان
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک

لینک های مفید
چت روم فارسی | چت شیراز | چت | فروش مرغ بومی | داروخانه آنلاین | استخر شیشه ای | ثبت آگهی | نازایی | درج آگهی رایگان |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.